انتقاد شديد طالباني از نمك‌نشناسي اعراب سني

1:18:01 PM  1383/4/13
رهبر اتحاديه ميهني كردستان، چندي پيش با روزنامه «الحياة»، گفت‌وگوي مشروحي ترتيب داده كه طي آن، مسائل گوناگوني نظير قطعنامه شوراي امنيت، سهم كردها در دولت موقت عراق، مسأله فدراليسم در عراق، روابط كردها با شيعيان و مرجعيت و نقش كشورهاي همسايه و به ويژه اعراب طرح شده است.

جلال طالباني در اين گفت‌وگو ضمن انتقاد شديد از مخالفت اعراب با فدراليسم در عراق گفته است: من به يكي از اين مقامات عرب گفتم كه هر كس به شماها نزديك‌تر شود، شايسته اين است كه به او بد كنيد، نه اينكه با او متحد و دوست شويد. ما از زمان‌هاي گذشته با اعراب در جنگ‌ها شركت داشته و هميشه به آنها كمك كرده‌ايم، از زمان صلاح‌الدين ايوبي گرفته تاكنون در قضيه فلسطين، ولي به خاطر همه اين محبت‌ها، امروزه از ما به بدي ياد مي‌كنند و هر چه به آنها نزديك‌تر مي‌شويم، از خوبي‌ها دور و به بدي‌ها نزديك مي‌شويم.

در بخشي از اين گفت‌وگو آمده است:  من در جامعه عراق متولد شدم و در آنجا درس خواندم و به مدارج بالاي علمي رسيدم. در آن زمان من خواهان هم پيماني كرد و عرب بودم و هميشه اعتقاد داشتم كه برادري بين كرد و عرب، يك برادري واقعي است كه هيچ كس توان جدا كردن آنها را ندارد و خود من وقتي شروع به فعاليت هاي سياسي در  كردستان كردم، اين فعاليت‌هاي سياسي ما را در برابر اعراب قرار داد، در حالي كه من چنين مقصودي نداشتم و مي خواستم با اين كار، خود را هرچه بيشتر به اعراب عراق و حتي اعراب ساير كشورهاي جهان نزديك‌تر كنم.

شايد براي شما باورنكردني باشد، اگر بگويم كه در سال 1955 يك سفر به خارج از كشور داشتم و به سوريه رفتم و در سال 1956 براي پيوستن به حزب بعث و همكاري با آنها با مرحوم جمال عبدالناصر هم پيمان شديم. ما در جهان عرب پيوندها و همكاري زيادي را داشته‌ايم. همچنين با احزاب فلسطيني و يمني و خيلي از كشورهاي ديگر عربي هم‌پيمان بوده‌ايم و با اين پيمانها به خود مي باليديم و خواهان آن بوديم كه دولت كرد و عرب هر چه بيشتر به هم نزديك شوند، ولي آيا چنين بود؟ حتماً نام «حلبچه» و «انفال» را شنيده‌ايد كه چگونه با سلاح هاي شيميايي نابود شدند و ارتش عراق با اسم عرب مي گفت كه ديديد ارتش عربي و هواپيماهاي آنان چگونه كردها را نابود كردند، ولي ملت كرد مي داند كه اين اعراب رژيم بعث صدام با ديگر اعراب فرق دارند.

مصاحبه‌گر روزنامه سعودي «الحياة» در اين گفت‌وگو تلاش كرده است تا مطالبي را هم از زبان طالباني بر عليه شيعيان بگيرد.

طالباني در بخش ديگري از اين گفت‌وگو مي‌گويد: من يك بار كه با طارق عزيز صحبت مي‌كردم، او به من گفت: شما در مورد كركوك، فقط يك حق مي توانيد داشته باشيد و آن اينكه وقتي از آن عبور مي‌كنيد، گريه كنيد. به او گفتم تو آدم بخشنده اي هستي  چون كه نگذاشتي شيعيان در عاشورا و اربعين حسيني گريه كنند و آنها را از اين كار منع كردي و اكنون شيعيان حق دارند كه نگران آينده خود باشند تا دوباره اين ستم‌ها به آنها نشود و اعراب سني هم  حق دارند از حقوق خود دفاع كنند تا كه پايمال نشود و ما هم حق داريم از حقوق پايمال شده خود دفاع كنيم و اين تنها با توافق طرفين حل مي‌شود.

ئارشیوی گۆڤاری ئاشتی

4 پاسخ to “انتقاد شديد طالباني از نمك‌نشناسي اعراب سني”

  1. ویبلاگی هەندەران Says:

    1:16:46 PM 1383/4/13
    عرب‌ها جواب محبت كردها را ندادند

    گفت‌وگوي «الحياة» با جلال طالباني

    روزنامه «الحياة»، ديداري با جلال طالباني ترتيب داده است. در اين ديدار، جلال طالباني به اين نكته اشاره كرد كه اتحاد ميهني كردستان از همان ابتدا طرفدار همكاري با نخس‌ وزير جديد عراق بوده است. آنچه در زير مي‌خوانيد متن اين گفت‌وگو است:

    ³نظر خودتان را راجع به بررسي ايجابي پارلمان كردستان در رابطه با قطعنامه جديد شوراي امنيت در رابطه با عراق را بيان نمايد.

    ² ما نسبت به حكومت جديد عراق رأي خود و نظر خود را آشكار اعلام كرديم و هنوز عراق در ابتداي راه قرار دارد و لازم است همه گروهها و حزبها با هم در حكومت جديد عراق همكاري نزديك داشته باشند و اكنون عراق نيازمند داشتن يك ارتش قوي و متحد از همه اقوام عراقي است تا از يك طرف بتواند ناآرامي‌ها را كنترل كند و آسايش و رفاه مردم را فراهم آورد و از طرف ديگر زمينه را براي انتخابات آزاد فراهم آورند براي همين بايد در درجه اول ما به انتخاب وزيران و مقامات ديگر فكر كنيم و در اين انتخاب بايد همه گروه‌ها و فرقه‌ها نفش داشته باشند براي مثال، رييس‌جمهور عرب سني باشد و نخست وزير عرب شيعه و رييس مجلس هم كرد باشد البته ما به دنبال بدست آوردن پست و مقام خاصي در عراق نيستيم و ما پيش قدمتر از ساير گروههاي عراقي و خواهان يك كشور قدرتمند هستيم ولي اعتقاد داريم كه بايد به قانون جديد عراق همه پايبند باشند قانوني كه در آن آمده است: عراق كشوري دموكراتيك، فدرال و چند حزبي و آزاد باشد ولي ما ديديم كه حتي در انتخاب وزيران براي حكومت موقت هم، كردها را با ساير ملت عراق يكسان نديدند و حقوق آنها را رعايت نكردند.

    در زمان صدام حسين هم در قانون اساسي در ماده ششم آمده بود كه عراق از دو قوميت كرد و عرب تشكيل شده است ولي هيچ گاه به آنها توجه نشد و حقوق آنها رعايت نگرديد و اين عادت ديرينه كشور عراق است و بخاطر همين مسائل بود كه يكبار در سال (1925) كردستان عراق با قطعنامه بين‌المللي به عراق ملحق شد و بعد از پنج سال اين اتحاد تحت شرايطي صورت گرفت به اميد اينكه در كارهاي اداري و دولتي حقوق آنها رعايت شود و اكنون باز چنين وضعيتي براي ما پيش آمده همه به ما قول مساعد مي‌دهند ولي در عمل ما چيزي نمي‌بينيم اما ما باز هم با تمام اين فشارهايي كه به ما وارد مي‌شود از همه نظر در خدمت حكومت جديد بوديم و در ابتدا به ما گفتند كه از هر نظر حقوق شما در عراق رعايت مي‌شود و نخست وزير مي‌گويد كه هيچ تغيير در قانون داده نخواهد شد تا اينكه دولت انتقالي تشكيل شود و رييس‌جمهور آمريكا و نخست وزير انگليس هم از اين مسائل بوجود آمده پشتيباني كردند و در حقيقت اينها با قول‌هاي مساعدي كه براي اجراي قانون داده ما را دلخوش كرده است. از آنجا كه ما با تمام قوا به آزادي عراق كمك كرديم مي‌خواستيم كه حزب ملي دمكراتيك كه در دولت قبلي 2 وزارت خانه را در اختيار داشت اكنون حزب خلق دمكرات در دولت كنوني هيچ كرسي را ندارد و ما از اين مسأله واقعاً ناراحت و نگران هستيم. همچنين حزب اسلامي‌ كردستان كه شهيد عزالدين سليم رهبري آنرا بر عهده داشت و در آزادي عراق نفش مهمي‌ را ايفا كرد به آنها نيز هيچ توجهي نشده است ولي با تمام اين مسائل ما باز هم از دولت جديد حمايت مي‌كنيم و از مواضع و اهداف خود هم دست بر نمي‌داريم و به آنها پايبند هستيم و اين به معناي دشمني ما با دولت جديد و ساير مقامات نيست بلكه درد دلي است كه بايد به عنوان يك برادر و هموطن به آنها هم توجه شود و همه گروهها و اقوام و مذاهب عراق را به طور يكسان در دولت سهيم كنند و حقوق همه را در عمل رعايت نمايند.

    ³ در بندي از بندهاي قطعنامه شوراي امنيت مسأله فدرالي مطرح شده است كه شما هم خواهان آن هستيد نه تنها براي ملت كرد بلكه براي تمام ملت عراق؟

    ² در حقيقت سيستم فدرالي را براي تمام عراق مي‌خواهيم و اين سيستم فدرالي لازمه عراق كنوني است و بايد عراق كنوني عراقي دمكراتيك، پارلماني و فدرالي باشد و با اين سيستم همه ملت عراق شاد خواهند شد و حقوق همگي رعايت خواهد شد و در چهار چوب قانون اساسي همه با هم، در عراق زندگي مسالمت‌آميز خواهند داشت اما بعضي از مقامات عرب فكر مي‌كنند اين سيستم فدرالي را فقط براي كردها مي‌خواهيم و ما از اين سيستم مي‌خواهيم به نفع خود استفاده كنيم در حالي كه اين لازمه داشتن عراقي آباد و متحد است.

    اولاً: فدرالي براي مشخص كردن مرزهاي هر يك از ايالت‌هاي داخلي بوجود آمده نه براي تجزيه كشور عراق و ما هم خواهان مشخص شدن مرز ايالت كردستان هستيم.

    دوماً: فدرالي يك سيستم چند حزبي است كه در دهها كشور دنيا هم پياده مي‌شود.

    سوماً: فدرالي در بسياري از كشورهاي عربي هم وجود دارد، به عنوان مثال امارات عربي يك نوع فدرالي دارد كشور سودان كه يك فدرالي نويي را پياده كرده است. ولي بعضي از اعراب با ما براي اين سيستم مخالفت مي‌كنند و من به يكي از اين مقامات عرب گفتم كه هر كس به شما‌ها نزديكتر شود، شايسته اين است كه به او بد كنيد نه اينكه با او متحد و دوست شويد ما از زمان‌هاي گذشته با اعراب در جنگ‌ها شركت كرديم و هميشه به آنها كمك كرديم از زمان صلاح‌الدين ايوبي گرفته تا اكنون در قضيه فلسطين، ولي به خاطر همه اين محبت‌ها، امروزه از ما به بدي ياد مي‌كنند و هر چه به آنها نزديك‌تر مي‌شويم از خوبي‌ها دور مي‌شويم و به بدي‌ها نزديك مي‌شويم.

    ³ تلاش و عجله شما براي انتخاب وزيران در امنيت عراق تأثير زيادي داشت ولي آنچه بيشتر جلب توجه ميكند در كردستان و مخصوصاً در سليمانيه عقيده جوانان است كه بسيار با نگراني مسائل را مطرح مي‌كنند و آينده را خطرناك مي‌پندارند؟

    ² در اينجا لازم است براي شما مطلبي را روشن كنم. ملت كرد از سمت معاونت هيچ خيري نديده است زيرا اين مقام را در گذشته هم بر كردها داده بودند.

    حقوق پايمال شده ملت كرد چيزي نيست كه با داشتن يك مقام نمادين رعايت شود بلكه ملت كرد، خواهان يك دمكراسي و فدراليت واقعي در عراق است و اين حداقل حقوقي است كه بايد رعايت شود. ما مي‌گوييم كه در عراق نو، بايد چهار گزينه زير رعايت شود. دموكراسي، حقوق بشر، فدرالي و رعايت حقوق هم ميهني. حقوق هم‌ميهني عادلانه و مسالمت‌آميز يعني اينكه همه مردم عراق چه مسلمان و چه مسيحي و يزيدي و يا كرد و عرب و سني و شيعه، تركمان يا آشوري از حقوق يكسان برخوردارند و هر كس كه شايسته باشد بعنوان يك عراقي مي‌تواند هر مقامي‌را در اختيار داشته باشد و نبايد فرقي بين ‌‌آنها گذاشته شود و برخي را بر برخي ترجيح دهند.

    ملت كرد از داشتن پست و مقام نمادين متنفر است و من خودم هم از اين عناوين متنفر هستم و حتي آقاي ابراهيمي‌به من پيشنهاد داد و اصرار كرد تا سمت معاونت رييس‌جمهوري عراق را بر عهده بگيرم ولي من در جواب گفتم هرگز آنرا قبول نمي‌كنم چرا كه ملت كرد آنرا نمي‌پذيرد ما فقط خواهان خود مختاري و فدرالي كامل براي ملت كرد هستيم و از مواضع خود عقب نشيني نخواهيم كرد چرا تا روز قيامت ما بايد سمت معاون را داشته باشيم.

    ³ آنچه از سخنان شما مي‌توان فهميد اين است كه بعد از دوازده سال آزادي و استقلال كه داشتيد اكنون نمي‌خواهيد اين ‌آزادي را از دست بدهيد در اين‌باره چه نظري داريد؟

    ² در واقع در منطقه كردستان هم چندين حزب وجود دارند و در ميان اين احزاب. بعضي از آنها به فدرالي هم راضي نيستند. بعد از گردهمايي مجلس ملي كردستان بعضي از افراد كه اعضاي كنگره هم نبودند ولي داراي دسته‌هاي و گروههايي هستند خواهان استقلال شدند و مي‌گفتند تا كي بايد زير دست اين مقامات باشيم اكنون زمان آن است كه ما از عراق جدا شويم و براي خود يك كشور مستقلي را تشكيل دهيم.

    و يك مسأله ديگري وجود دارد آن هم مسأله مرجعيت در عراق است من به شخصه به آقاي سيدعلي سيستاني ارادت دارم و مي‌خواستم كه او بعنوان بزرگ همه ما در عراق با مسائل برخورد كند نه اينكه فقط منافع گروهي را در نظر بگيرد و اين مسأله در كردستان باعث نا اميدي مردم از ايشان شد. كردها از لحاظ سياسي با شيعه هم‌پيمان بودند و در يك موضع قرار داشتند و رژيم گذشته به كردها و شيعه ظلم زيادي كرده است و نبايد در اينجا باز حقوق كردها را پايمال كنند و تنها هر كسي خود را در نظر داشته باشد همانطور كه همه مي‌دانيد ما مدت دوازده سال بصورت مستقل خود را اداره كرده‌ايم و من به يكي از برادران مان در شوراي حكومتي گفتم كه ما قبلاً استقلال كامل داشتيم و اكنون اينجا نيامده‌ايم تا اين آزادي را از خود سلب كنيم و اين اجازه را هم به كسي نمي‌دهيم. ما روزنامه نگاران آزاد داريم هر آنچه را كه مي‌خواهند بيان مي‌كنند و ما از اين بابت خوشحاليم كه به ملت خود اين آزادي را داده ايم و البته اين حق آنهاست آنها به آزادي مسأله كردها در ايران و تركيه و ساير مسائل ما را با اعراب و ‌آمريكايي‌ها بيان مي‌كنند و با تمام اين احوال، آزادي مطبوعات را سلب نكرده ايم و همانند كشورهاي پيشرفته در راديو و تلويزيون و اينترنت مسائل ما را منعكس مي‌كنند. در دنيا حدود 200 كشور وجود دارند كه كردها از مظلوم‌ترين آنها هستند و به آنها ظلم زيادي شده است.

    و اين حق ملت ماست كه فدرالي و دموكراسي را بخواهند و هيچ كس حق ندارد آنها را از اين حقوق محروم كند.

    ³ اكنون كه دولت عراق در حال تشكيل است و هر كدام از گروهها مي‌خواهند قدرت را به دست گيرند و اينكه همه در اين دولت حقوق آنها را رعايت شود آيا شما با آنها موافق خواهيد بود؟

    ² آنچه پيش آمده و باعث شده است تا حدودي مردم به دولت آينده اميدوار باشند اين است كه همه گروه‌ها از مواضع خود در اين باره به نفع دولت جديد چشم‌پوشي كردند تا هر چه سريع‌تر عراق راه آبادي را در پيش بگيرد.

    ما به اين اعتقاد داريم كه داشتن يك عراقي متحد و آباد فقط بايد با توافق همه گروه‌ها باشد عراق از سه گروه بزرگ عرب شيعه و سني و كرد تشكيل شده است و اگر هر توافقي بدون در نظر داشتن حقوق گروهي انجام شود اتحادي در كار نخواهد بود و امنيت در كشور برقرار نخواهد شد براي همين من اعتقاد دارم كه بايد اين توافق با در نظر گرفتن حقوق مساوي براي اين سه گروه انجام شود اينكه بعضي از برادران شيعه ما اعتقاد دارند كه جمعيت ما بيشتر است و برادران سني هم اعتقاد دارند كه ما بيشتر هستيم و در اينجا كردها باز هم از حقوق مساوي برخوردار نخواهد بود و از حالا قصد دارند ما را زير سلطه خود بگيرند.

    من اعتقاد دارم اين مسأله كه يك مسأله ملي و در جهت اتحاد است ديگر جايي براي بيشتر و كمتر بودن يك گروه نبايد وجود داشته باشد بلكه بايد همه چيز بصورت توافقي و به صلاح همگان صورت گيرد و ما خواهان يك پيمان توافقي هستيم كه بهترين راه ممكنه است و حقوق همه رعايت مي‌شود چه احزاب اسلامي‌و چه كردها، كه البته هنوز هم در خانقين و كركوك به آنها ستم مي‌شود و اميدوارم اين سيستم پياده شود تا مردم ديگر شاهد نباشند كه گروهي بر گروه ديگر، هر طوري كه مي‌خواهد حكومت مي‌كند و هيچ كس حق اعتراض به آنها را ندارد.

    ³ آيا شما دوست داريد كه عراق نيز همانند لبنان اداره شود كه رييس‌جمهور ماروني و نخست وزير مسلمان سني و رييس مجلس مسلمان شيعه است؟ در اين باره چه نظري داريد؟

    ² بله اين ترس وجود دارد بعضي‌ها مي‌گويند قانون لبنان چگونه است؟ لبنان قبل از جنگ اين سيستم را در كشورش پياده كرد و يك كشور دموكراتيك و آزاد و زيبا شد و آزاديخواهان عرب در بيروت جمع مي‌شدند و آنجا زندگي راحتي مي‌كردند و بخاطر همين بعضي‌ها مي‌گويند قانون لبنان، قانون خوبي است ولي من اعتقاد دارم كه عراق نو بايد بر اساس اين چهار فاكتور بنا شود كه عبارتند از: حقوق بشر، دموكراسي، فدرالي , حقوق با هم زيستن مسالمت آميز و برابري، حقوق با هم زيستن مسالمت آميز و برابري اين است كه نبايد كسي فكر كند كه چون داراي حزب و گروهي است بايد بر ديگران حكومت كند بلكه همه احزاب و گروهها مانند گروههاي اسلامي‌و ديني و ملي و غير مذهبي همگي بايد براي يك عراق توانا و پيشرفته تلاش كنند و اگر همگي با هم متحد شوند مثل يك دسته گل خواهند بود و من آنها را اينگونه توصيف مي‌كنم اما نبايد تا قيامت اين ايده حاكم باشد كه مثلاً رهبر فلان بايد كرد يا شيعه يا فلان گروه اسلامي ‌و… باشد من مخالف اين گونه طبقه بندي هستم. اگر مسيحيان عراقي را حساب كنيم آنها نزديك به يك ميليون نفر هستند و به اين ترتيب هميشه حقوق آنها پايمال مي‌شود و اگر كسي در ميان آنها وجود داشت كه لياقت يك مقام مهم كشوري را دارا بود هيچ وقت به اين مقام نخواهد رسيد چون بنا بر اين قانون تعداد آنها كمتر از ديگران است و اين شايسته سالاري نيست و با حقوق بشر و برابري در يك كشور منافات دارد و من اين اعتقاد را دارم كه همه چيز بر وفق مراد ما نخواهد بود و برادران شيعه ما عقيده دارند كه بايد پست اول كشوري هميشه در اختيار ‌آنها باشد اين مقام هم كه نخست وزيري است و اوست كه وزيران خود را تعيين مي‌كند و به اين ترتيب همه چيز در دست آنها خواهد بود و ديگران از حقوق نا چيزي برخوردار خواهند شد.

    ³ بنا بر آنچه كه مقامات شيعه مي‌گويند آنها درصدد هستند تا تمام احزاب داخلي خود را جمع كرده و يك حزب واحد را تشكيل دهند تا بتوانند با كمك همديگر پستهاي مهم عراق را در اختيار بگيرند آيا شما هم براي كردها چنين برنامه‌اي داريد؟

    ² ما به تمام مردم كردستان و تمام احزاب بزرگ و كوچك توصيه مي‌كنيم تا هر چه بيشتر به هم نزديك شوند و موجبات عراقي دموكراتيك و ‌‌آزاد را فراهم آورند ما خواهان آن هستيم تا با تمام گروه‌هاي عراقي اعم از احزاب دمكرات و اسلامي‌و ساير احزاب همكاري كنيم اگر خواهان انتخابات آزاد در عراق هستيم و بايد مسائل ديگر را كنار گذاشت و با هم متحد شد بعنوان مثال حزب اتحاد ميهني كردستان كه يك حزب مستقل ـ فدرال و دموكراسي و پارلماني و حقوق بشر در آنها كاملاً رعايت مي‌شود اما مسائلي وجود دارد مثل حقوق زنان و مسأله دين كه از مسائل مهم در شوراي حكومتي كنوني هستند كه بايد ‌آنها را حل كرد من يك مسلمان هستم و دوست دارم كه قانون اسلامي‌در كشور رعايت شود ولي بايد به دولت كنوني هم حق داد كه در موقع لازم تمام اين كارها را انجام دهد و من بعنوان يك كرد و به نمايندگي از آنها به اعراب سني و شيعه توصيه مي‌كنم بجاي اينكه گروههايي را تشكيل دهند و بر ضد يكديگر فعاليت كنند بيايند و با هم متحد شوند تا مردم را از اين گرفتاري نجات دهيم.

    اين درست است كه قبلاً بخاطر ظلمي‌كه به ما و مردم شيعه مي‌شد با هم يكي و متحد بوديم ظلمي‌كه در دنيا نظير آن نبود و من يك بار كه با طارق عزيز صحبت مي‌كردم او به من گفت: شما در مورد كركوك فقط يك حق مي‌توانيد داشته باشيد و آن اينكه وقتي از آن عبور مي‌كنيد گريه كنيد و به او گفتم تو آدم بخشنده اي هستي چون كه نگذاشتي كه شيعيان در عاشورا و اربعين حسيني گريه كنند و آنها را از اين كار منع كردي و اكنون شيعيان حق دارند كه نگران آينده خود باشند تا دوباره اين ستمها به آنها نشود و اعراب سني هم حق دارند از حقوق خود دفاع كنند تا كه پايمال نشود و ما هم حق داريم از حقوق پايمال شده خود دفاع كنيم و اين تنها با توافق طرفين حل مي‌شود.

    ³ ببخشيد. وزير دفاع اعلام كرده كه همه نيروهاي محلي بايد يا وارد ارتش شوند و يا در غير اينصورت فعاليت آنها غير قانوني خواهد بود نظر شما در مورد نيروهاي پيشمرگ چيست؟

    ² به نظر من پيشمرگها يك نيرو و گروه عادي نيستند بلكه آنها نيروهايي هستند كه سالها با رژيم ديكتاتوري جنگيدند و موجبات آزادي مردم را فراهم آوردند و در شوراي حكومتي هم در اين مورد حرفهايي زده شده است و آنها به همه گروه‌ها دستور دادند تا ديگر مثل گذشته فعاليتهاي سياسي و نظامي ‌نداشته باشند بلكه به ارتش بپيوندند و پيشمرگهاي ما هم در چند بخش ديگر نظامي‌عراق مشغول خواهند بود. تعدادي از آنان به ارتش عراق خواهند پيوست و تعدادي از مرزهاي ما نگهباني مي‌كنند. تعدادي به پليس مي‌پيوندند و وظيفه نگهباني و پاسباني از دادگستريها و ساير مكان دولتي را بر عهده خواهند داشت و تعدادي از آنها به ناشنال گارد آمريكا مي‌پيوندند و به آنها كمك مي‌كنند و آنها هميشه براي ملت كرد عزيز هستند و آنها را از دست نخواهيم داد.

    ³ آيا شماها گامهاي عملي در اين مورد برداشته‌ايد يا مي‌خواهيد انجام دهيد؟

    ² در شوراي حكومتي همه چيز مطرح شده است و همگي با آن موافقت كرده‌اند هم چنين نيروهاي هم‌پيمان در عراق هم از آن استقبال كرده‌اند و آمريكا با آن موافق است و دكتر علاوي مسؤول اين كار هم قول داده است كه پيشمرگان را در ارتش عراق سهيم كنند.

    ³ آيا اين كار شما را راضي مي‌كند يا ديگري را دنبال خواهيد كرد تا به هدف خود برسيد؟

    ² ما در همه موارد راضي نيستيم چون رسيدن به هدف واقعي ما را به اين زودي راضي نمي‌كند ولي تا حدودي از وضعيت موجود راضي هستيم و به نظر من اين كافي است.

    ³ آيا نيروهاي پيشمرگ در اطراف كردستان و يا ساير بخش‌هاي عراق وجود دارند؟

    ² خير ما هيچ نيروي پيشمرگي را در خارج از كردستان نداريم ولي اگر موقعيتي بوجود آمد و يا دولت قانوني اجازه داد و از ما خواستند تا با نيروهاي خود به اوضاع آنجا رسيدگي كنيم وارد عمل خواهيم شد البته اين به معناي اعلان جنگ با گروهي و يا كسي نيست و ما هيچ دشمني با هيچ كس در عراق نداريم و لازم است مسائل هم بصورت مسالمت آميز حل و فصل شوند و در صورتي از نيروهاي خود استفاده مي‌كنيم كه بر عليه تروريستها وارد عمل شويم.

    ³ شما گفتيد كه تعدادي از نيروهاي شما وارد ارتش عراق خواهند شد لطفاً بيشتر توضيح دهيد؟

    ² بدون شك وقتي دولت عراق تشكيل شد آنها در اختيارشان قرار مي‌گيرند تعدادي وارد ارتش خواهند شد و تعدادي ديگر هم به عنوان پاسبان از وزارتخانه‌ها و اماكن دولتي محافظت مي‌كنند و آنها كاملاً در خدمت ارتش عراق خواهند بود ولي بقيه پيشمرگان ما از مرزهاي كردستاني دفاع خواهند كرد و از آنها به عنوان نيروهاي محلي كردستان استفاده خواهد شد و در مسائل مربوط به دولت مركزي عراق دخالت نخواهندكرد.

    ³ آنگونه كه ما از 50% مردم كردستان سرشماري كرده‌ايم بيش از نيمي ‌از آنها عربي نمي‌دانند و آيا شما آن را براي مردم كردستان ضروري مي‌دانيد از آنجايي كه عربي يكي از زبان‌هاي زنده جهان است؟

    ² به نظر من بايد خواندن زبان عربي در مناطق ما اجباري شود. جداي از اينكه زبان عربي، زبان قرآن كريم است بلكه يك زبان زنده در جهان است و اگر شما به كتابخانه شخصي من توجه كنيد چندين كتاب عربي مي‌بينيد و اين تعداد ناچيزي از كتابهاي من به زبان عربي مي‌باشد.

    و بي‌سوادي ملت كرد هم براي خودشان و هم براي جامعه جاي تاسف است و ما به اين نتيجه رسيديم كه بايد زبان عربي همانند كردي در مدارس ما تدريس شود و اين بي‌سوادي مردم بخاطر اين است كه ما نزديك به 14 سال از حكومت بغداد جدا بوديم و ما تعداد خيلي كمي‌معلم داشتيم كه زبان عربي را تدريس مي‌كردند و البته آنها هم در سطح بالايي نمي‌توانستند تدريس كنند و فقط در سطح پاييني اين زبان تدريس مي‌شد و حتي كتابهاي مفيدي هم در اختيار نداشتيم تا اينكه اعلام شد كه دو زبان عربي و كردي بعنوان زبان‌هاي رسمي‌عراق رسميت دارند ولي با اين حال من اصرار دارم كه بايد همه زبان عربي را خوب بدانند و اين براي كردها ضروري است براي مثال يكي از فرزندانم عربي نمي‌دانست و در لندن زندگي مي‌كرد و من به او توصيه كردم كه حتماً آنرا ياد بگيرد و او در آنجا آن را فرا گرفت و من خود نوشته‌هاي عربي را بهتر از كردي مي‌خوانم و از آنها استفاده مي‌كنم.

    ³ شما در دوران گذشته با اعراب رابطه خوبي داشتيد و حتي با مقامات ساير كشورها هم ديدار مي‌كرديد اكنون در اين مورد چه نظري داريد؟

    ² من در جامعه عراق متولد شدم و در آنجا درس خواندم و به مدارج بالاي علمي‌رسيدم و در آن زمان من خواهان هم پيماني كرد و عرب بودم و هميشه اعتقاد داشتم كه برادري بين كرد و عرب يك برادري واقعي است كه هيچ كس توان جدا كردن آنها را ندارد و خود من وقتي شروع به فعاليت‌هاي سياسي در كردستان كردم و اين فعاليتهاي سياسي ما را در مقابل اعراب قرارداد در حالي كه من چنين مقصودي نداشتم و مي‌خواستم با اين كار خود را هرچه بيشتر به اعراب عراق و حتي اعراب ساير كشورهاي جهان نزديكتر كنم.

    و شايد براي شما باور نكردني باشد اگر بگويم كه من در سال 1955 يك سفر به خارج از كشور داشتم و به سوريه رفتم و براي پيوستن به حزب بعث و همكاري كردن با آنها در سال 1956 ما با مرحوم جمال عبدالناصر هم پيمان شديم و ما در جهان عرب پيوندها و همكاري زيادي را داشته ايم و همچنين با احزاب فلسطيني و يمني و خيلي از كشورهاي ديگر عربي هم پيمان بوده ايم و ما با اين پيمانها به خود مي‌باليديم و خواهان آن بوديم كه دولت كرد و عرب هر چه بيشتر به هم نزديك شوند ولي آيا چنين بود. حتماً اسم حلبچه و انفال را شنيده ايد كه چگونه با سلاح‌هاي شيميايي نابود شدند و ارتش عراق با اسم عرب مي‌گفت كه ديديد ارتش عربي و هواپيماهاي عربي چگونه كردها را نا بود كردند ولي ملت كرد مي‌داند كه اين اعراب رژيم بعث صدام با ديگر اعراب فرق دارند.

    ³ شهرهاي مختلف عراق، بخصوص بغداد ناآرامي‌زيادي دارند به نظر شما اين آشوبگران چه كساني هستند و بايد چه موضعي در قبال آنها اتخاذ كرد؟

    ² به نظر من گروه‌هاي زيادي در اين نا آرامي‌نقش دارند و اين كار يك گروه خاص نمي‌تواند باشد. عده اي از اين افراد، دزدان و آدمهاي لاابالي هستند كه در زمان جنگ از زندانهاي صدام حسين آزاد شدند و نزديك به 40 هزار نفر از اين افراد هنوز بي‌كارند. يك استاد و يا يك پزشك و يا شخصيتي بزرگ را مي‌ربايند و در قبال آزادي او 20 هزار دلار طلب مي‌كنند. عده ديگري از اين افراد تروريستهاي «القاعده» و «انصارالاسلام» و ‍»توحيد» و تندرو‌هاي وهابي هستند كه اين اطلاعات را من به صورت موثق اعلام مي‌كنم و اينها شايعه و حدس و گمان نيست و چندي پيش يكي از اعضاي «القاعده» به نام ابومصعب الزرقاوي دستگير شد و اطلاعات زيادي را به ما داد.

    عده ديگري از اين آشوبگران افراد بعثي هستند كه هنوز هم به صدام وفادار هستند و عده ديگري از اعراب هستند كه اكنون به دنبال جهاد بر عليه آمريكا و متحدانش هستند و در صدد ضربه زدن به آنها هستند در حالي كه هر روز بيش از همه اين مردم عراق هستند كه آسيب مي‌بينند.

    ³ اينطور پيداست كه دكتر برهم صالح، معاون نخست‌وزير مسؤوليت كارهاي امنيتي كشور را بر عهده بگيرد و ايشان در اين مورد خواستار آشكار كردن خيلي از مسائل بوجود آمده شدند نظرتان در اين مورد چيست؟

    ² بدون شك ما مي‌خواستيم با دكتر اياد علاوي همكاري نزديك داشته باشيم اما در واقع ملت كرد يك حساسيت خاص نسبت به در دست گرفتن پست و مقام دارد و ما با در دست داشتن اين مقام‌ها راضي نخواهيم شد زماني كه من در بغداد بودم مسؤولان آمريكائي و اخضر ابراهيمي‌به من گفتند كه آيا شما هم راضي هستيد كه ما مسؤوليت معاون نخست‌وزيري را به دكتر برهم واگذار كنيم و من در جواب گفتم كه اين كار چه پيامد و دست آوردي براي ما خواهد داشت و بعداز نيم ساعت ديگر برگشتم و با من صحبت كردند و گفتند كه او را بعنوان ( نشنال سكيورتي افيرس) و مسؤول امنيت ملي معرفي مي‌كنيم نظر شما در اين باره چيست و من اين را قبول كردم تا اينكه بدانيم دكتر برهم صالح چگونه كار خواهد كرد و البته غير از مقام معاونت نخست وزيري در ساير مسائل هم دخالت مي‌كند. همچنين بايد ما هم با بقيه ملت عراق خود را شريك در اين مسأله بدانيم چونكه به دست گرفتن مقام امنيت ملي كار بزرگي است كه شامل نقشه ملي و هم پيمانان و ساير توانايي‌هاي كشوري مي‌شود و اگر قرار است كه سمت وزير امنيت ملي را به برهم صالح بدهند لازم است تمام توانايي خود را بكار گيرد تا آن را به دست آورد.

    هيأتي از هم پيمانان تاكيد كردند كه سمت معاونت نخست وزيري جايگاه ويژه اي دارد و براي همگان آشكار است و اين مقام نمادين نيست كه فقط داراي نام و شكل باشد بلكه روال سياسي خاص خود را دارد و دكتر اياد هم با من ارتباط برقرار كرد و گفت: برادرم جلال؛ من ارزش حزب ميهني كردستان و جلال طالباني و دكتر برهم را مي‌دانم و به زحماتي كه در گذشته كشيده‌ايد آگاهم و مطمئن باشيد كه دكتر برهم هم وظيفه‌اي دارد و تنها يك مقام نمادين نخواهد بود و در حقيقت ما خواهان آن هستيم كه همه گروه‌ها به آسايش و پيشرفت عراق كمك كنند.

    ³ در انتخابات شوراي شهر حزب كارگري انگلستان شكست سختي خورد و اگر در آمريكا هم چنين وضعيت سختي پيش آيد چه تأثيري در وضعيت كنوني عراق خواهد داشت.

    ² اول مي‌خواهم نظر خودم را در مورد انتخابات در اروپا بيان كنم همه اين مسائل بخاطر عراق پيش نيامده است مثلاً تكوتولي ديغولي از حكمرانان فرانسه كه مخالف جنگ در عراق بود هم در انتخابات شكست سختي خورد و براي اولين بار در فرانسه حزب سوسياليست چپ در انتخابات پيروز شد و اما در آلمان هم كه حكمران ‌آن مخالف جنگ در عراق بود در همه شهرها به سختي شكست خورد و من فاكتور‌هاي زيادي را در ناكامي‌اينها در انتخابات مي‌دانم البته منكر فاكتور جنگ عراق هم نيستيم ولي فاكتورهاي اقتصادي و ساير فاكتورها مانند اصلاحات بيشتر از ساير فاكتورها در شكست آنان مؤثر بوده‌اند.

    منبع: روزنامه كردستان نو

    ترجمه: احمد غفاري

  2. ویبلاگی هەندەران Says:

    Politic in kordestan

    وی به روزنامه «الشرق‌الاوسط» گفت: تاكنون سوییس و فرانسه به دلیل اعمال فشار آمریكا، با این كار مخالفت كرده‌اند و حاضر نشده‌اند برای این صندوق در یكی از بانك‌های خود، حسابی باز كنند.
    وی با اشاره به اینكه خانواده‌های بسیاری از مقامات ارشد سابق عراق، تماس گرفته و پیشنهاد كرده‌اند كه این هیأت، دفاع از وابستگان آنان را به عهده گیرد، ابراز امیدواری كرد كه به زودی بتوانند، حسابی بانكی برای جمع‌آوری كمك‌های مالی برای تأمین هزینه دفاع از صدام باز كنند.
    امروزه در عرصه سیاست، همه چه چپ، چه راست، مذھبی یا غیر مذھبی از دمكراسی سخن میگویند و ادعای دمكرات بودن دارند. اما علیرغم اینكه همه این گروهها در باره دمكراسی و تنوع دیدگاھھای سیاسی سخنوری میكنند، و علیرغم اینكه همه ما مردم را مبنای حقانیت ایده‌ھا و حتی علت وجودی‌ای سیاست خود قرار میدھیم، اما در عمل بندرت به مردم و نظرات و دیدگاھھای آن توجه داشته و اھمیت میدھیم. به دیگر سخن ما تنھا به نام مردم و به بھانه آنھا برای سیاستھای خود عذر میتراشیم و گر نه مردم ھیچ نقش مهمی در تعیین سیاستھای ما ندارند.

    باید دانست كه این پدیده تنھا مختص كردستان نیست و پدیده‌‌ای غربی نیز میباشد كه یكی از عوامل برجسته بحران دمكراسی وسیستم پارلمانی است. ولی در این رابطه فرق اساسی بین اروپا و كردستان وجود دارد: در غرب این نیروھا برای بدست آوردن و حفظ قدرت به مردم وابسته هستند و برای حفظ ظاھر ھم كه شده، مردم را در محاسبات خود مد نظر دارند. در این رابطه میتوان به نظر خواھیھای ھر چند گاه آنھا راجع به مسائل مھم و برجسته روز و احزاب سیاسی موجود نگریست. ولی احزاب كرد، برای مثال احزاب شرق كردستان به خاطر تسلط رژیمھای موجود و وضع غیردمكراتیك منطقه و دولتھا، و حق نداشتن اظھار وجود در شكل قانونی آن، درجه پشتیبانی مردم از آنھا ناپیداست و آنھا خودشان نیز نمیتوانند مانند یك حزب سویدی در عمل ارتباط مستقیمی با مردم داشته باشند.

    سیاست كردن به این شكل، یعنی بنام مردم و در راستای منافع ﺁنھا، به به مقوله مردم و برداشت ما از سیاست مدرن و حاكمیت مردم ربط دارد. در واقع، بعد از پیدایش دولت مدرن و جدایی دین از سیاست در جامعه اروپا، خداوند و كلیسا دیگر نمیتوانستند مشروعیت قدرت سیاسی را تعیین نمایند و برای ھمین حاكمت نوین میبایست در فكر یافتن پایه‌ھای جدید فكری دیگری برای شرعیت دادن به قدرت سیاسی خود باشد. این سیر رویدادھا ھمانطور كه در مقالات گذشته بدان اشارڒ كرده‌ام به مفهوم «فرد» ( بعدها مفهوم مردم و ملت در سطحی جمعی و همگانی همان نقش را ایفا كردند)، یعنی فرد مثل سوژه مستقل، خودگردان و اخلاقی پایه شرعیت دادن به قدرت سیاسی1 میشود. با درك این استدلال میتوان گفت كه «خود» در اندیشه‌ھای دكارت یا اراده عمومی در نزد روسو ھر دو بدنبال استدلالی برای مشروعیت دادن به حاكمیت با بنیادھای سیكولار برای هستی و سیاست ھستند2.

    ریشه‌ھای چنین طرز تفكری از ﺁنجا ناشی میشود كه دولت مدرن مخصوصا از دیدگاه لیبرالسم (که نقطه نظرمسلط در تئوری سیاسی بوده و هست) بر اساس كنتراكت یا قراداد ا‌‌جتماعی بوجود ﺁمده است. با این نگرش قدرت سیاسی حاصل مصالحه و اتفاق نظر آحاد مردم پیرامون یك رهبر یا قدرت سیاسی است. برای ھمین ادعای دمكرات بودن امروزه بطور گسترده‌ای ھمه را در بر میگیرد. امروز در دنیای مدرن ھیچكس نمیتواند بنام خدا یا كتاب مقدس و یا رھبر مذھبی به حاكمیت و قدرت سیاسی خود (حداقل در چهارچوپ روابط بین‌المللی) مشروعیت قانونی بدھد. برای ھمین حتی رژیمهایی چون جمھوری اسلامی باید بنام مردم شرحیت قدرت سیاسی خویش را اثبات كنند. ناگفته نماند كه طبقه یا قشر دیگری در بعضی برداشتهای سیاسی میتواند جایگزین مفهوم مردم شوند. برای نمونه دیدگاھھای چپ كلاسیك، طبقه كارگر یا زحمتكش را جایگزین مردم كرده یا مفهوم مردم را با این محتوی تعریف میكنند. البته این دیدگاه نیز از ھمان منطق پیروی میكند، یعنی بدین طریق تعبیر و تفسیر دیگری از مردم یا از بنیاد مشروعیت خویش ارائه میدهند.

      

    ھمانطور كه اشاره شد، این پدید تنھا مختص كردستان نیست و در كردستان نیز تنھا شامل گروه خاصی نمیشود، بلكه اغلب نیروھای سیاسی كرد را در بر میگیرد. حزب دمكرات كردستان، بمثابه بزرگترین و قدرتمندترین نیروی سیاسی شرق كردستان، یكی از نمونه های این پدیده مورد بحث میباشد. این حزب ھمیشه خود را حزب منتخب و پیشرو مردم معرفی كرده است، ولی ﺁیا در عمل دارای ارزیابی واقعبینانه و عینی برای سنجیدن میزان مردمی و دموکرات بودنشان و یا میزان احترام به آرا مردم داشته‌اند؟ در این رابطه میتوان به این دو مثال توجه كرد.

    كومله انقلابی زحمتكشان كردستان در سالھا اخیر دچار تغیرات اساسی شده و با برداشتن قدمھای جدی كوشیده است از نگرش دگماتیك فاصله گرفته ‌و در صدد دستیابی به سیما و محتوایی كردی و چپ در سیاست میباشد. ولی موضوع اینست كه چرا كومله در این رابطه دیالوگ و گفتگوی جدی را چه در درون خود و چه در میان مردم كرد راه نینداخته و سازمان نداده است؟ اگر كومله خود را نماینده زحمتكشان و مردم كرد میپندارد پس میبایست علت این تغییرات را بشكل ﺁشكاری با مردم مطرح كرده و علت اشتباھات سابق خود را با انها در میان نهاده و مورد ارزیابی قرار دهد. ولی تاكنون در بیشتر نوشته‌ھای این حزب بجای بررسی اساسی اشتباھات و فراز و نشیبھا، به تعریف و تمجید دستاوردھای سابق و كنونی خویش میپردازند.

    حزب دمكرات نمونه دیگری از این طرز نگرش است. چنانكه میدانیم حزب دمكرات كردستان ایران در تدارك برپایی سیزدھمین كنگره خود میباشد. از شواھد پیداست كه این كنگره نقش جدی در تعیین جایگاه سیاسی در مرحل كنونی و ﺁینده حزب ایفا خواهد کرد، زیرا تاكنون كشاكش درونی حزب بدین شكل ﺁشكار بروز نكرده و حزب خود را در مقابل تغیرات اساسی در سیاست و ستراتژی، و برداشتن بار سنگین ارزیابی سیاست نوین، ندیده است. چیزی كه ﺁشكار است اینست كه در نوشته‌ھای غیر رسمی صحبت ازاختلافات بر سر قدرت و حول و حوش رھبری ﺁن میشود درحالیكه كمتر به بررسی جدی دلایل تضادھا پرداخته میشود. به‌ھرحال چیزی كه از این نوشته‌ھا و نوشته‌ھای رسمی حزب پیداست، یكی از نقاط اساسی این اختلافات مسئله شعار خودمختاری و تعویض ﺁن با استراتژی سیاسی برای شعار فدرالیسم است.

    سوال اینست اگر حزب دموکرات در آستانه برگزاری چنین کنگره تعیین کننده ای است و مجبور به بررسی مسائل بسیارمهم واساسی در این کنگره مییباشد پس چرا به شیوه‌ای علنی به این مباحث نمیپردازد؟ چرا حزب از اعضای خود و مردم نمیخواھد كه در این مباحث شركت کرده و دلایل تغییر ات استراتیژکی سیاسی خود‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ را برای مردم در میان نمیگذارد. این سوال از دو لحاظ اھمیت دارد و باید اذھان عمومی را بخود جلب كند:

    از طرفی امكانات عظیم رسانه‌ای مانند اینترنت و ساتلیت و غیره این بھانه را كه تسلط ظالمانه رژیم سدی در مقابل این ھدف است از ﺁنھا گرفته و این مباحث ربطی به مسایل تشكیلاتی و امنیتی ندارد تا باعث مخفی كردن ﺁن شوند. از طرف دیگر این مباحث اجبارا كانالھای دیگری را (غیر حزبی) برای طرح و بمیان كشیده شدن پیدا كرده‌ا‌ند و جالب اینست كه چه مخالف و چه موافق (اعضای حزب) از این كانالھا برای بیان نظرات خود استفاده میكنند. اما مسئله اینست كه چرا این مسایل در سایتھای حزب و رسانه‌ھای حزبی طرح نمیشوند وچرا کردستان ارگان رسمی حزب دموکرات از طرح این مسایل پرھیز میكند. پیداست كه طرح این مسایل در رسانه‌ھا و كانالھای غیر حزبی ضرری ندارد. متاسفانه باید گفت كه این مسئله بدلیل شرایط دمكرات بودن حزب نیست كه این بحثھا راھھای غیر حزبی (سایت دیمانه) را برای انتشار خود برگزیده‌اند.4 بلكه برعكس بدلیل نبودن فضای ﺁزاد و دمكراتیك در درون خود حزب است. ( جای تعجب نیست كه نویسندگان این مقالات اغلب از نوشتن نام خود خوداری میكنند)

    این نمونه‌ها نشان میدهند كه در شرایطی كه امكانات وسیع و مستقیمی برای مشاركت مردم و تبادل نظر با انها وجود دارد، ھیچكدام از نیروھای ما در مورد حساسترین و مھمترین مسایل بحث برانگیز درون خود، سخنی نگفته و تلاشی برای شركت مردم در این راستا ندارند. پس ما میتوانیم به جرات این سوال را از حزب دمكرات و ھر نیروی سیاسی دیگری بكنیم كه اگر شما در برنامه‌ریزی سیاسی آینده خودتان، كه رابطه مستقیمی با آینده و سرنوشت ملتمان دارد، از مشاركت آنها در مباحث و طرح نظرات گوناگون موجود خودداری كنید، وجود مردم بمانند سنگ محك حقانیت سیاستھایتان چه سودی دارد؟

    ھمه ما میدانیم كه دلایل گوناگونی در این رابطه نقش دارند كه میتوان از نبودن فضای سیاسی باز، سركوبگری رژیم جمھوری اسلامی، عدم وجود فرھنگ دمكراسی و سیاسی در كردستان و ایران، مبارزه طولانی مدت مسلحانه و غیره نام برد. بسیاری از این عوامل خارج از چھارچوب قدرت و اراده احزاب و نیروھای سیاسی عمل كرده و وجود داشته‌اند و خطای اصلی بر دوش رژیمھای سركوبگر ایران و منطقه است. ولی ما نباید به این بھانه از زیربار مسئولیتی كه سیاست بر عهده ما گذاشته است شانه خالی كنیم. سیاست ھمیشه انتخاب و مسولیتی مھم را بر عھده ما میگذارد و ما نباید بھمین ﺁسانی و به بھانه سركوبگری رژیم اسلامی در اجرای این مسئولیتها كم توجهی نماییم.

    به ھر حال، ھدف من از بمیان كشیدن این مباحث پرداختن به دو مقوله اساسی است که به عقیده من نقش بسیار موثری در شیوه نگرش و رفتار سیاسی ما در رابطه با مردم و افراد خارج از تشکیلات سیاسیمان داشته است، دو مقوله مورد بحث عبارتند از`سیاست` و `سیاسی. 6

    چگونگی برداشت ما ازمقوله سیاست، در حقیقت از درك لیبرالی ﺁن متاثر است که تا حدودی محتوای ضد سیاسی بخود گرفته است. در اینجا منظور از محتوای ضد سیاسی در واقع تجلی نوینی است كه ھم كردستان و ھم غرب را در بر گرفته و ﺁنھم بیزاری و خستگی مردم از سیاست بطرق حزبی و سنتی ﺁنست. از طرفی ما «خصوصا» در داخل كردستان، تلاشی برای ھماھنگی و سازماندھی برای فعالیتھای سیاسی و فرھنگی میبینیم كه که از جهات مختلف با كار و تلاشھای سیاسی ما به شكل سنتی ﺁن كه به ﺁن عادت داریم بسی متمایز است. به نظر من بیزاری از سیاست بشكل كلاسیك ﺁن یكی از دلایل شكوفایی و رشد فعالیتھای از این دست است و سركوبگری جمھوری اسلامی و درندگی ﺁن تنھا عامل موجود بشمار نمیرود اگر ما تحلیلمان را در رابطه با این جنبش نوین تنها محدود به سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی کنیم، نه تنھا دركی كوته نظرانه بلكه ندیدن روند جدیدی از مبارزاتی است كه در ھمه دنیا تجربه میشود. این عوامل در حقیقت تنھا شامل ما كردھا نمیشود بلكه پدیده‌ای جھانی است كه نشان میدھد سیاست كردن و سیاسی بودن به شكل قدیمی و سنتی ﺁن بخشی از مردم و جنبشھای مردمی را بیرون سیاست و سیاسی دیده و بدین شكل آنها را غیر سیاسی قلمداد میکند. به دیگر سخن سیاست و همچنین دمكراسی در اروپا شكل طردگرایانه‌ای بخود گرفته است. یكی از دلایل طردگرا بودن ﺁن ناشی از تخصصی شدن سیاست است. در اروپا سیاست به موضوعی بدل شده كه تنھا از راه متخصصان رشته‌ھای گوناگون پیش رفته و به انجام میرسد، و در این راستا مردم به پدیده‌ای تبدیل میشوند كه فاقد توانایی و رشد کافی درامر سیاست هستند و به همین دلیل در این راستا به فراموشی سپرده میشوند، بدین شكل سیاست در عمل بمثابه‌ حرکتی مردمی پنداشته نمیشود و از عرصه زندگی مردم به پشت درھای بسته منتقل شده و به سیاستمداران نخبه واگذار میشود.

    در نزد ما برعكس، نیروھای سیاسی نه تنھا صاحب چنین امتیازی (یعنی نخبه و برگزیده) نیستند، بلكه به شكلھای گوناگون نیز با این گروههای محدود نخبگان اخیرا شكل گرفته (بویژه در داخل كشور) مقابله و مخالفت میشود. این پروسه از طرفی فاصله گرفتن احزاب را از مردم نشان میدھد و از طرفی دیگر بیانگر عقب ماندن این احزاب از روند شكوفایی جامعه كنونی كردستان است.7

    جالب توجه است كه دراوایل انقلاب، اكثریت نخبگان كرد از چپ گرفته تا راست، از روحانی گرفته تا روشنفكر در ردیف احزاب سیاسی موجود بودند، ولی اكنون این اقشار، كه تعدادشان بمراتب بیشتر از اوایل انقلاب است، بیرون از احزاب سیاسی موجود فعالیت دارند. به همین دلیل از طرف نیروھای سیاسی بعنوان شخصیتهای سیاسی شناخته نمیشوند. اینھا را در بھترین حالت ممكن روشنفكران یا آكادمیك كرد می نامند كه ما میدانیم منظور تحصیلكرده ھا و آكادمیكھایی ھستند كه چیزی از سیاست نمیدانند و اینھا كسانی ھستند كه سر در لاك كتابھای خود دارند و از واقعیتھای سیاسی و اجتماعی بدورند.

    چنین برداشتی از روشنفكر و آكادمی، بخودی خود نشان میدھد كه چه كسانی حق تعیین و تعریف از سیاست را برای خود قایلند و چه كسانی سیاسی بودن و سیاسی نبودن را تعیین میكنند. تعاریفی از این دست كه نه نوشته شده‌اند و نه گفته، ولی بر اندیشهھا و نشست و برخواستھای ما مسلط ھستند كه معنای سیاست را تنھا در تلاشھا و مبارزات احزاب و دولتھا خلاصه میكنند، به دیگر سخن سیاست بس تلاشی است برای بدست گرفتن قدرت سیاسی. چنین برداشتی از آنجا نشات گرفته كه ما در ابتدا دو حوزه یا محدوده معینی را تعیین نموده‌ایم كه یكی از انها ماهیت سیاسی و دیگری ماهیتی غیر سیاسی دارد، به همان شكل هم تعیین میشود كه كدام فعالیت ماهیتی سیاسی دارد و كدام فرهنگی (كه در واقع بمعنای غیرسیاسی بودن میباشد).

    بهمین سبب یكی از دلایل نادیده گرفتن مردم، رابطه نزدیكی با این موضوع دارد كه ما چه چیزی را سیاست و چه كسی را سیاسی میدانیم. اگر ما از این زاویه سیاست را بررسی كنیم كه سیاست ستیز و مبارزه‌ای است برای بدست گرفتن قدرت و حاكمیت سیاسی، و سیاست كردن را از وظایف نخبگان بدانیم، پس ھر تلاش و جنبشی را خارج از چھارچوب فعالیت احزاب، غیرسیاسی قلمداد میكنیم. انگاه این بسیار طبیعی است كه خود را موظف بدانیم بنام مردم برای انها به فعالیت سیاسی بپردازیم، چرا كه بر اساس این تعریف مردم توانایی و توانمندی فعالیت سیاسی را نداشته و نمیدانند سیاست سیاست چیست! بروشنی پیداست كه این برداشتھا را نمیتوان به پدیده نخبه‌گرایی ربط داد، بلكه این مسله بیشتر به ارزیابی كردن سیاست بمانند ابزاری برای بدست گرفتن قدرت مربوط میشود. تمامی مبانی این طرز اندیشیدن به درك عامیانه و متداول ما از حاكمیت و قدرت سیاسی برمیگردد.

    یكی از تعاریف مشهور سیاسی The political رامیتوان نزد كارل شمیت فیلسوف ﺁلمانی یافت كه سیاسی را مثل روند تضادها و اختلاف مابین دوست و دشمن ارزیابی كرده، كه درهمه روابط و پدیده های اجتماعی خود را نشان میدھند. حاكم سیاسی در واقع ان است كه مرز بین دوست و دشمن را تعیین میكند. بر این مبنا میتوان گفت كه سیاست یعنی این رابطه و تعیین مرز بین دوست و دشمن.8 با این برداشت، «سیاسی» رامیتوان مانند روندی در ھمه پیوندھا و روابط اجتماعی دید و سیاست را بمثابه مجموعه‌ای از دیسكورس و پراكتیك ( گفتمان و کردار)، نھادینه شده یا غیر نھادینه شده موجود دید، كه به ثبات و پیدایش نظم خاصی در جامعه كمك میكند. با نگرشی به این تعاریف میتوان گفت كه در جامعه و در روابط اجتماعی ھمیشه دیسكورسها و تلاشھای متفاوتی برای شناسایی مشكلات جامعه و حل آنھا وجود دارد كه در آنھا ناھمخوانی و تضاد موجود است. این ناھماخوانیھا میتوانند نتیجه تحلیلھای مختلف از این پدیده‌ھا و ھم میتواند در ارائه راه حلھای مختلف ویا برداشتھای گوناگون از علل پیدایش این پدیده‌ھا باشند (كه خود میتوانند نتیجه منافع قشرھای گوناگون جامعه باشد). برای ھمین سیاست مبارزه‌ای دایمی برای ثبات و پابرجایی نورم یا هنجار است. بدیگر سخن تلاشی دایمی برای به زیر سوال بردن هژمونی سیاسی یا بازتولید یان طرد این هژمونی یا حاكمیت سیاسی. بدیم معنا ما هرگز نمیتوانیم ھژمونی مطلقی داشته باشیم، زیرا كه ھر ھژمونی در مقابل خود متضاد خود را دارد. ھمچنانكه موف Mouffe میگوید اگر سیاسی ھمیشه و در ھمه حال و در ھر رابطه‌ای آمادگی دارد، در عوض سیاست، ھمیشه خصلت طردگرایانه دارد.

    اگر ما این تعاریف را به مبنای اصلی بحثمان تبدیل كنیم، آنگاه درمیابیم كه هر جنبش و تلاشی در تمام شئون اجتماعی ، یك حركت سیاسی است. آنگاه جدایی میان حركت سیاسی و فرھنگی كه در این اواخر بر سر زبانها افتاده است، معنی نخواهند داشت. و در ھمین رابطه فعالیت احزاب سیاسی و یا مجموعه‌ای از فعالان سیاسی، گروھی روشنفكر، یا یك جمع فرھنگی، ھمه فعالیتی سیاسی بحساب میآیند. باید دانست كه تاثیر این تلاشھا در زمان و مكان مختلف میتواند یكی نباشد. و اگر این ارزیابی كه به دمكراسی باز، و جامعه‌ای مدنی گسترده‌ای نزدیكتر است، قبول كنیم، ھیچ كس نمیتواند ادعای این را داشته باشد كه در میدان سیاسی و سیاست كردن حرف آخر را میزند. با این تفسیر ھر جنبشی یك جنبش سیاسی است، یا حداقل گامھایی در راه‌رسیدن به اھدافی سیاسی است و برای ھمین سیاست از محدوده دولت یا احزاب سیاسی خارج میشود، و تبدیل به مقتضای تمام كشاكشھا و درگیریھای جامعه میشود.

    ھمچنانكه اشاره شد، در نزد ما سیاست و برداشت رایج ما از آن با برداشت سنتی ما از قدرت سیاسی و حاكمیت رابطه تنگاتنگ دارد كه در درجه اول خصلت انتقادی و مشخص كننده مرزھای خود سیاست است. بدیگر سخن یك شخص سیاسی میتواند بگوید كه من سیاسی بودن و سیاسی نبودن ھر جنبشی یا حركتی را تعیین میكنم. بدین معنا بمانند حاكم یا پادشاه كه خود را ماورای قانون میبیند و میگوید كه ھر چیزی شامل قانون میشود، سیاسی ھم خود را در ماورای سیاست میبیند و سیاست و تعریف آن را در چھارچوبھای مشخص از وظایف منحصر بفرد خود میداند. قابل توجه است كه با این برداشت سیاست نیز معنای خود را بس در چھارچوب تلاش برای قدرت سیاسی میبیند و خود را از مردم و منافع آن و زندگی روزانه آن جدا میبیند! برداشتی از این دست دو خطر جدی در بر دارد، یكی اینكه كسانی كه ھدف بدست گرفتن قدرت را در تلاشھای مبارزاتی خود ندارند سیاسی بحساب نمیآیند و دوم مسایلی كه به زندگی روزانه مردم میپردازد، مسائل سیاسی نیستند، بگذارید به دو نمونه اشاره كنیم!

    مثالی برجسته در رابطه با این درك از سیاست، مسئله فمینیزم و برداشت ما از آن است. در بسیاری از محافل و مجامع كردی، ھنگامی كه مسله فمینیزم پیش میآید، این مسله مانند موضوعی كه ربطی به كرد و مسائل آن ندارد ارزیابی میشود. اگر توجه كرده باشیم، ارزیابیشان اینست كه فمنیزم بد نیست ولی مسله كرد و كردستان است كه در صدر مسایل قرار دارد، پس از حل این مشكل است كه باید به مسله زن پرداخت. با این دید زن و مسله برابری حقوق آن بخودی خود یك مسله سیاسی نیست، سیاست تصاحب قدرت و حاكمیت سیاسی است كه در اساس وظیفه مردھا و كاری مردانه است.

    نمونه‌ای دیگر انتشار چندین نوشتار در مورد فعالان پلاتفورم یا ظاھرا مضامین پلاتفورم میباشد. متاسفانه دراین مدت هیچکدام ازاین مقالات موضوع ویژه‌ای را مورد بحث قرار نداده‌اند تا زمینه‌ای برای دیالوگ و گفتگو ایجاد شود. بلكه از همان آغاز نویسندگان این مقالات حكم نهایی خود را صادر کرده اند که در اکثر موارد بیشتر حمله شخصی به تعدادی از فعالان پلاتفورم بوده تا ارزیابی محتوا و پیشنهادات خود پلاتفورم. تاكنون در نوشتارھا سخن از اشتباه سیاسی دو دهه‌ قبل این و آن بوده است. در این راستا است كه من میگویم كه برداشت ما از حاكمیت و قدرت سیاسی، سنگ بنای فھم و برداشت ماست از سیاست را شكل بخشیده‌ است. در نمونھای از این دست است كه میبینیم كه كسانی بخاطر وابستگیشان به احزاب و گروھای سیاسی، این حق را به خود داده كه كار و تلاش گروھی از فعالان سیاسی جنبش را با این استدلال كه این یا ان شخص 20 سال قبل اشتباه سیاسی فاحشی كرده‌اند به زیر علامت سوال بكشند،. آیا این استدلال صحیح نیست كه بگویم كه اینھا دركشان از سیاست تا بدانجا میرسد كه حتی درك و تعریف از اشتباه سیاسی را مختص قلمرو خود میدانند؟ چرا وقتی این «خیانتكاران» به صف آنھا میپیوندند، از خطا مبرا میشوند، ولی در صورت طرح انتقاد، سابقه گذشته سیاسیشان در صدر مباحث آنھاست؟ ھنگامی كه این احزاب از این افراد آشكار و پنھان دعوت به ھمكاری میكنند، كسی به پیشینه‌ی آنھا نمینگرد، ولی اگر ھمین افراد بخواهند در خارج از چھارچوبھای تشكیلاتی و فكری آنھا فعالیت سیاسی داشته باشند، مجرم و خائن شمردڒ میشوند.

    اگر ما بخواھیم شیوه ای متفاوت و دمكراتیك در پیش بگیریم باید تعریف مشخصی از مردم ارائه دهیم ، و تلاش كنیم كه محتوای سیاست را محدود نكنیم. ھنگامی كه سخن از تعریفی گسترده و باز از مردم میكنم ( نه تنھا در ظاھر بلكه در عمل)، منظور اینست كه این تعریف باید شامل ھمه مردم كردستان شود. كه تا كنون پدیده‌ای بنام مردم در نزد ما تنگ نظرانه و طردگرایانه بوده است، كه ھمچنانكه اشاره شد شامل درك ما از جوھر سیاست ھم میشود كه در عمل مثل محدوده دولت یا احزاب دیده میشود و تلاشھای دیگر یا دیگران در این تعاریف ناپیداست. متاسفانه ما تا كنون در این راستاھا ھیچ دستاورد جدی نداشته‌ایم. امیدواریم كه در آینده قدمھای اساسی در تحقق این اھدف برداشته شود.

    http://www.kurdishplatform.org©

    2004-6-3

    پانوشتها
    1 قسمتی از این مباحث قبلا» در مقاله‌ای كه در ھمین سایت منتشر شده‌ است
    «حاكمیت سیاسی و مسله ملی كرد»
    2 میتوانید بحثھای بالا را در تعدادی از مقالات نویسندڒ در ھمین سایت بخوانید (بیشترشان با زبان كردی است)
    3 در این رابطه‌ میتوانید مقاله(كردی) ادریس احمدی را بخوانید با نام » چه‌ند سه‌رنجێك سه‌باره‌ت به جیاوازی و وێكچوونی خودموختاری و فێدرالیزم» كه برای سایت حزب دمكرات فرستاده‌ شد اما از انتشار آن خود داری شد.
    4 سایت دیمانه به منبعی برای انتشار انتقادھا و بحثھای ھواداران حزب دمكرات تبدیل شده است.
    5 دیده شده كه سایت حزب مكرات از انتشار مقالات انتقادی خودداری كرده است. اگر نگاھی به سایتھای حزب دمكرات بیندازید میبینید كه در ھیچ جای نشانی از انتقاد دیده نمیشود.

    6 در اینجا سیاست و سیاسی بجای The political و Politis آمده است
    7 بر كسی پوشیده نیست كه تا كنون مباحث اصلی فكری و سیاسی در خارج از احزاب و مخصوصا» در داخل صورت گرفته، و این مسله جای تعجب نیست و در اروپا نیز بھمین شكل است ولی فرق مسله در اینست كه در اروپا ھیج حزب سیاسی ادعای روشنفكری ندارد ولی در كردستان سیاست كردن مختص احزاب است.
    8 این تعریف شانتال موف است كه بطور غیر مستقیم از تعریف مشھور كارل شمیت فیلسوف و حقوقدان آلمانی گرفته كه سیاست را با رابطه میان‌ دوست و دشمن و مرازهای ان تعریف میكند و دراین رابطه سیاست را مانند پدیده‌ای كه قسمتی از واقعیت جامعه است میبیند. سیاست در تعریف اسمیت، تعیین دوست و دشمن است. در این مقاله از نوشته‌ھای موف استفاده شده است.

  3. ویبلاگی هەندەران Says:
    ده‌وڵه‌تی كاتیی عێراق، كۆماری ئێسلامی و پارت و ڕێكخراوه‌ كوردییه‌كانی كوردستانی ئێران له كۆتایی مانگی ڕابردوودا بوو كه سه‌رۆك وه‌زیری ده‌وڵه‌تی كاتیی عێراق یه‌كێك له ئه‌ركه‌كانی ده‌وڵه‌تی خۆی گه‌ڕاندنه‌وه‌ی ئاسایش بۆ ئه‌و وڵاته ڕاگه‌یاند و داوای له میلیشیاكانی عێراقیش كرد كه چه‌ک دابنێن.گواستنه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵات بۆ «عێراقییه‌كان» ئه‌و باس و لێداونه‌ی هێنا ئاراوه كه ئاخۆ به ڕاگه‌یاندنی ده‌وڵه‌تی كاتی له عێراقدا، ڕاده‌ی توندوتیژی و ته‌قینه‌وه له‌و وڵاته‌دا كه‌متر ده‌بێته‌وه؟یه‌كێك له‌ پلانه‌كانی ده‌وڵه‌تی كاتی، بۆ به‌جێگه‌یاندنی ئه‌م ئه‌ركه «یاسای سه‌لامه‌تیی نیشتمانی»یه كه به‌رهه‌م ساڵح جێگری سه‌رۆك وه‌زیران له‌م باره‌یه‌وه ده‌ڵێت: مه‌به‌ست له‌م پلانه ئه‌وه‌یه كه به مه‌به‌ستی كۆنتڕۆڵ كردنی مه‌ترسییه‌كانی تیرۆر، حكومه‌ت ده‌توانێ هه‌ندێك ڕێوشوینی نائاسایی له هه‌ندێك ناوچه‌ی عێراق بۆ كاتێكی دیاریكراو بگرێته‌به‌ر. سه‌باره‌ت به په‌یوه‌ندیی له‌گه‌ڵ جیرانه‌كانی عێراق وئاساییكردنه‌وه‌ی په‌یوه‌ندییه سیاسییه‌كان له‌گه‌ڵ ئه‌واندا، ئه‌یاد عه‌لاوی سه‌رۆك وه‌زیرانی ده‌ڵه‌تی كاتیی عێراق له ڕێوڕه‌سمی وه‌رگرتنی ده‌سه‌ڵات له 20040628 له به‌غدا، به‌شێك له به‌رنامه‌ی حكومه‌تیی خۆی : «دامه‌زراندنی په‌یوه‌ندیی دراوسێتی و دۆستایه‌تی له‌گه‌ڵ ده‌روجیرانان»دا ڕاگه‌یاند. ‌ به‌ڵام هوشیار زێباری وه‌زیری ده‌ره‌وه‌ی عێراق له وتووێژ له‌گه‌ڵ بی بی سی دا ڕایگه‌یاند كه ده‌وڵه‌تی كاتیی عێراق چه‌ندین جار داوای له جیرانه‌كانی كردووه كه سنووره‌كانیان به توندی كۆنترۆڵ بكه‌ن، به‌ڵام تا ئێستا كارێكی وا له‌لایه‌ن ئه‌وانه‌وه به‌رێوه‌نه‌چووه.زێباری ئه‌وه‌شی ڕاگه‌یاند‌: هه‌ر چه‌نده كه ئه‌و گیروگرفته په‌یوه‌ندی به ته‌واوی جیرانه‌كانی عێراقه‌وه هه‌یه، به‌ڵام ئه‌م كێشه‌یه ڕاسته‌وخۆ په‌یوه‌ندی به ئێران و سوریه‌وه هه‌یه. ته‌نانه‌ت به‌ڕێوه‌به‌رانی ئه‌مریكاییش چه‌ندین جار سوریه و ئێرانیان به‌وه تاوانبار كردووه كه به‌ڕێگای سنووری ئه‌وانه‌وه تیرۆریسته بیانییه‌كان دێنه ناو خاكی عێراق. به‌ڵام ئێران و سوریه كه له‌م په‌یوه‌ندییه‌دا كه خاوه‌نی هه‌ڵوێستی هاوبه‌شن، ڕایانگه‌یاندووه كه هۆی سه‌ره‌كی ئه‌م ناسه‌قامگیرییه، بوونی هێزه‌هاوپه‌یمانه‌كان به سه‌رۆكایه‌تی ئه‌مریكایه له‌و وڵاته‌دا. له حه‌وتووی ڕابردوودا بوو كه وه‌زیری ده‌ره‌وه‌ی عێراق له وتووێژی له‌گه‌ڵ حه‌وتوونامه‌ی «ساندی تایمز»دا ڕایگه‌یاند: ده‌وڵه‌تی كاتیی عێراق به‌ته‌مایه كه به‌و زووانه ئه‌و به‌ڵگانه بڵاوبكاته‌وه كه هه‌ندێك له ده‌وڵه‌ته بیانییه‌كان به چ شێوه‌یه‌ك یارمه‌تی به تیرۆریسته‌كانی ناوه‌وه‌ی عێراق ده‌ده‌ن.پێشووتر ئه‌یاد عه‌لاوی سه‌رۆك وه‌زیری د‌ه‌‌‌‌وڵه‌تی كاتیی عێراق داوای له میلیشیاكانی عێراق به تایبه‌تی لایه‌نگرانی موقته‌دا سه‌در كردبوو كه چه‌ك دابنێن. عه‌لاوی ئه‌وه‌شی ڕاگه‌یاندبوو كه له عێراقدا جێگا بۆ هیچ چه‌شنه گرووپێكی میلیشیایی نییه. هاوكات له‌گه‌ڵ گواستنه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵات له عێراقدا، هه‌روه‌ها پلانی چه‌ند لایه‌نه‌ی ده‌وڵه‌تی كاتی ئه‌و وڵاته بۆ گه‌ڕاندنه‌وه‌ی ئاسایش بۆ عێراق ئه‌ویش به ڕێگای «دامه‌زراندنی په‌یوه‌ندیی دراوسێتی و دۆستایه‌تی له‌گه‌ڵ ده‌روجیراناندا»، ئه‌و پرسیاره دێته ئاراوه كه ئاخۆ چاره‌نووسی پارت و ڕێكخراوه كوردییه‌كانی كوردستانی ئێران وه‌كوو، حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران، كۆمه‌ڵه‌ی شۆڕشگێڕی زه‌حمه‌تكێشانی كوردستانی ئێران، یه‌كێتیی شۆڕشگێڕانی كوردستان و كۆمه‌ڵه، ڕێكخراوی كوردستانی حیزبی كۆمۆنیستی ئێران، چیان لێدێت؟به هه‌رحاڵ داوی دانه‌وه‌ی «ده‌سه‌ڵات به عێراقییه‌كان» ئه‌گه‌ر حكومه‌تی هه‌رێمی كوردستان و ده‌وڵه‌تی كاتیی عێراق بخوازن كه ئاسایش بۆ هاووڵاتیانیان دا‌بین بكه‌ن، كه هه‌وڵیش ده‌ده‌ن. ئاساییكردنه‌وه‌ی په‌یوه‌ندیی، نه‌هێشتنی گرژیی، ساتوسه‌ودا و هێنانه گۆڕی شه‌رتومه‌رج له مه‌یدانی سیاسه‌ت له نێوان ئه‌و دوو ده‌وڵه‌ته له‌‌گه‌ل ده‌روجیراناندا ده‌بێته به‌شێك له به‌رنامه‌ی هاوبه‌شیان!ئاخۆ ده‌بێ پارت و ڕێكخراوه كوردییه‌كانی كوردستانی ئێران چ هه‌ڵوێست و پلانێكیان بۆ دوای گواستنه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵات، هه‌روه‌ها بۆ به‌رنامه‌ی «دامه‌زراندنی په‌یوه‌ندیی دراوسێتی و دۆستایه‌تی ده‌وڵه‌تی كاتیی عێراق له‌گه‌ڵ ده‌روجیرانان»دا، هه‌بێ؟ ئایا، به‌ ڕاگه‌یاندنی ده‌وله‌تی كاتیی عێراق و هه‌وڵدانی ده‌وڵه‌تی عێراق بۆ دامه‌زراندنه‌وه‌ی په‌یوه‌ندیی دراوسێتیی و دۆستایه‌تی ئه‌م وڵاته له گه‌ڵ كۆماری ئیسلامییدا، چ كارتێكه‌رییه‌كی له‌سه‌ر‌ بارودۆخی سیاسی پارت و ڕێكخراوه‌ كوردییه‌كانی كوردستانی ئێراندا ده‌بێت؟ قه‌ره‌نی قادری 2004،7،5 گۆڕینی دروشمی ستراتێژیكی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران و گۆڕینی سكرتێری گشتی ئه‌م حیزبه دوو ئاڵوگۆڕی سه‌ره‌كی له‌م‌ كۆنگره‌یه‌دا بوونه. كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران له به‌یاننامه‌یه‌كدا كۆتایی كۆنگره‌ی سێزه‌ده‌می ئه‌م حیزبه‌ی له ژێر ناوی «به‌بۆنه‌ی به‌ڕێوه‌چوونی سه‌ركه‌وتوانه‌ی سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران»ی ڕاگه‌یاند. به‌یاننامه‌ی كۆتایی سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران) ئاماژه به زیاتر له ده‌ خاڵی گرینگ ده‌كات كه له‌م كۆنگره‌یه‌دا باس و وتووێژیان له‌سه‌ر كراوه، به‌ڵام گشت ئاماژه‌كان به شێوه‌یه‌كی كورت و خێران. به‌یاننامه‌ی كۆتایی كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی (ح د ك ئێران) سه‌باره‌ت به كێشه‌ «سه‌ره‌كییه‌كانی جیهان و ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست» له چوار خاڵدا به شێوه‌یه‌كی كورت باسی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست، كێشه‌ی فه‌له‌ستین و ئیسرائیل، ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی گه‌و‌ره، هه‌روه‌ها ئه‌فغانستان و عێراق ده‌كات. سه‌باره‌ت به گه‌ڵاڵه‌ی «ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی گه‌وره» له به‌یاننامه‌كه‌دا هاتووه: «ته‌وه‌رێكی دیكه‌ی ڕاپۆرته‌كه‌ی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی بۆ باس له ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی گه‌وره ته‌رخان كراوه كه له‌ودا كۆمه‌ڵێك مه‌سه‌له‌ی پێوه‌ندیدار به‌م باسه‌وه شی كراونه‌ته‌وه.» به‌ڵام به‌یاننامه‌كه هیچ چه‌شنه ئاماژه‌یه‌كی به مه‌سه‌له په‌یوه‌ندیداره‌كان نه‌كردووه. له به‌شێكی تری به‌یاننامه‌كه‌دا سه‌باره‌ت به وه‌زعی ئۆپۆزیسیۆنی ئێرانی هاتووه: » هه‌ڵسه‌نگاندنی وه‌زعی ئۆپۆزیسیۆنی ئێران و هێزه‌ سیاسییه‌كانی ئێران به‌شێكی دیكه‌ی ڕاپۆرتی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی» بووه. به‌ڵام له به‌یاننامه‌ی كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێراندا هیچ ئاماژه‌یه‌ك به وه‌زعی هێزه‌ سیاسییه‌كانی كوردستانی ئێران نه‌كراوه. به‌شێكی تری ڕاپۆرتی به‌یاننامه‌كه ته‌رخانكراوه به ئاڵوگۆڕ له به‌رنامه‌‌ی (ح د ك ئێران) ئه‌ویش گۆڕینی دروشمی له‌مێژینه‌ و ستراتێژیكی (ح د ك ئێران) «دێموكراسی بۆ ئێران و خودموختاری بۆ كوردستان» هه‌روه‌ها گۆڕینی سكرتێری گشتیی ئه‌م حیزبه‌. دروشمی «دێموكراسی بۆ ئێران و خودموختاری بۆ كوردستان» جێگای خۆی به » دامه‌زرانی سیستمێكی دێموكراتی فیدراڵی پلۆرالیستی له ئێران و دابینكردنی مافی نه‌ته‌وه‌یی بۆ گه‌لی كورد له كوردستانی ئێران» داوه. به په‌سندكردنی گه‌ڵاڵه‌ی فیدراڵی له لایه‌ن حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێرانه‌وه، جووڵانه‌وه‌ی سیاسیی كورد له كوردستانی ئێران به‌ره‌و قۆناغێكی تر و پله‌یه‌كی تر گوێزراوه و دیارده‌ی «خودموختاری» له‌م پارچه‌یه‌ی كوردستانیش به‌ ئه‌رشیڤی مێژوو سپێردرا. وه‌بیر دێنمه‌وه، پێشووتر له لایه‌ن یه‌كێتیی شۆڕشگێڕانی كوردستان و كۆمه‌ڵه‌ی شۆڕشگێڕی زه‌حمه‌تكێشانی كوردستان، گه‌ڵاڵه‌ی فیدراڵیسم په‌سندكراوه و هه‌ر ئێستا به‌شێك له به‌رنامه‌ی سیاسی ئه‌م دوو ڕێكخراوه پێك دێنێت. هه‌روه‌ها سه‌‌باره‌ت به گۆڕینی سكرتێری گشتی ئه‌م حیزبه كه ئه‌ویش چاوه‌ڕوان ده‌كرا، كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی نوێی (ح د ك ئێران) مسته‌فا هیجری به سكرتێری گشتیی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران هه‌ڵبژارد. له به‌یاننامه‌ی كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی ( ح د ك ئێران)دا هیچ چه‌شنه ئاماژه‌یه‌ك به‌وه نه‌كراوه كه ئاخۆ ئاڵوگۆڕ له پێڕه‌وی ناوخۆشدا كراوه؟ سێزه‌ده‌هه‌مین كۆنگره‌ی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران له به‌راورد له‌گه‌ڵ كۆنگره‌ی 11 و 12 ی ئه‌م حیزبه‌دا، هه‌نگاوێك له پێشتره، ئه‌ویش به‌ له‌به‌رچاوگرتنی ئه‌م ئاڵوگۆڕه سه‌ره‌كییانه، كه له‌م كۆنگره‌یه‌دا ڕوویان داوه. هه‌روه‌ها ده‌رگاشی به‌ره‌و باس و لێدوان سه‌باره‌ت به كێشه‌كانی تر له ناو ئه‌م حیزبه‌دا كردۆته‌وه. قه‌ره‌نی قادری 2004،7،8 كۆتایی هاتنی سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران گۆڕینی دروشمی ستراتێژیكی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران و گۆڕینی سكرتێری گشتی ئه‌م حیزبه دوو ئاڵوگۆڕی سه‌ره‌كی له‌م‌ كۆنگره‌یه‌دا بوونه. كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران له به‌یاننامه‌یه‌كدا كۆتایی كۆنگره‌ی سێزه‌ده‌می ئه‌م حیزبه‌ی له ژێر ناوی «به‌بۆنه‌ی به‌ڕێوه‌چوونی سه‌ركه‌وتوانه‌ی سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران»ی ڕاگه‌یاند. به‌یاننامه‌ی كۆتایی سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران) ئاماژه به زیاتر له ده‌ خاڵی گرینگ ده‌كات كه له‌م كۆنگره‌یه‌دا باس و وتووێژیان له‌سه‌ر كراوه، به‌ڵام گشت ئاماژه‌كان به شێوه‌یه‌كی كورت و خێران. به‌یاننامه‌ی كۆتایی كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی (ح د ك ئێران) سه‌باره‌ت به كێشه‌ «سه‌ره‌كییه‌كانی جیهان و ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست» له چوار خاڵدا به شێوه‌یه‌كی كورت باسی ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌ڕاست، كێشه‌ی فه‌له‌ستین و ئیسرائیل، ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی گه‌و‌ره، هه‌روه‌ها ئه‌فغانستان و عێراق ده‌كات. سه‌باره‌ت به گه‌ڵاڵه‌ی «ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی گه‌وره» له به‌یاننامه‌كه‌دا هاتووه: «ته‌وه‌رێكی دیكه‌ی ڕاپۆرته‌كه‌ی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی بۆ باس له ڕۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی گه‌وره ته‌رخان كراوه كه له‌ودا كۆمه‌ڵێك مه‌سه‌له‌ی پێوه‌ندیدار به‌م باسه‌وه شی كراونه‌ته‌وه.» به‌ڵام به‌یاننامه‌كه هیچ چه‌شنه ئاماژه‌یه‌كی به مه‌سه‌له په‌یوه‌ندیداره‌كان نه‌كردووه. له به‌شێكی تری به‌یاننامه‌كه‌دا سه‌باره‌ت به وه‌زعی ئۆپۆزیسیۆنی ئێرانی هاتووه: » هه‌ڵسه‌نگاندنی وه‌زعی ئۆپۆزیسیۆنی ئێران و هێزه‌ سیاسییه‌كانی ئێران به‌شێكی دیكه‌ی ڕاپۆرتی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی» بووه. به‌ڵام له به‌یاننامه‌ی كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێراندا هیچ ئاماژه‌یه‌ك به وه‌زعی هێزه‌ سیاسییه‌كانی كوردستانی ئێران نه‌كراوه. به‌شێكی تری ڕاپۆرتی به‌یاننامه‌كه ته‌رخانكراوه به ئاڵوگۆڕ له به‌رنامه‌‌ی (ح د ك ئێران) ئه‌ویش گۆڕینی دروشمی له‌مێژینه‌ و ستراتێژیكی (ح د ك ئێران) «دێموكراسی بۆ ئێران و خودموختاری بۆ كوردستان» هه‌روه‌ها گۆڕینی سكرتێری گشتیی ئه‌م حیزبه‌. دروشمی «دێموكراسی بۆ ئێران و خودموختاری بۆ كوردستان» جێگای خۆی به » دامه‌زرانی سیستمێكی دێموكراتی فیدراڵی پلۆرالیستی له ئێران و دابینكردنی مافی نه‌ته‌وه‌یی بۆ گه‌لی كورد له كوردستانی ئێران» داوه. به په‌سندكردنی گه‌ڵاڵه‌ی فیدراڵی له لایه‌ن حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێرانه‌وه، جووڵانه‌وه‌ی سیاسیی كورد له كوردستانی ئێران به‌ره‌و قۆناغێكی تر و پله‌یه‌كی تر گوێزراوه و دیارده‌ی «خودموختاری» له‌م پارچه‌یه‌ی كوردستانیش به‌ ئه‌رشیڤی مێژوو سپێردرا. وه‌بیر دێنمه‌وه، پێشووتر له لایه‌ن یه‌كێتیی شۆڕشگێڕانی كوردستان و كۆمه‌ڵه‌ی شۆڕشگێڕی زه‌حمه‌تكێشانی كوردستان، گه‌ڵاڵه‌ی فیدراڵیسم په‌سندكراوه و هه‌ر ئێستا به‌شێك له به‌رنامه‌ی سیاسی ئه‌م دوو ڕێكخراوه پێك دێنێت. هه‌روه‌ها سه‌‌باره‌ت به گۆڕینی سكرتێری گشتی ئه‌م حیزبه كه ئه‌ویش چاوه‌ڕوان ده‌كرا، كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی نوێی (ح د ك ئێران) مسته‌فا هیجری به سكرتێری گشتیی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران هه‌ڵبژارد. له به‌یاننامه‌ی كۆمیته‌ی ناوه‌ندیی ( ح د ك ئێران)دا هیچ چه‌شنه ئاماژه‌یه‌ك به‌وه نه‌كراوه كه ئاخۆ ئاڵوگۆڕ له پێڕه‌وی ناوخۆشدا كراوه؟ سێزه‌ده‌هه‌مین كۆنگره‌ی حیزبی دێموكراتی كوردستانی ئێران له به‌راورد له‌گه‌ڵ كۆنگره‌ی 11 و 12 ی ئه‌م حیزبه‌دا، هه‌نگاوێك له پێشتره، ئه‌ویش به‌ له‌به‌رچاوگرتنی ئه‌م ئاڵوگۆڕه سه‌ره‌كییانه، كه له‌م كۆنگره‌یه‌دا ڕوویان داوه. هه‌روه‌ها ده‌رگاشی به‌ره‌و باس و لێدوان سه‌باره‌ت به كێشه‌كانی تر له ناو ئه‌م حیزبه‌دا كردۆته‌وه. قه‌ره‌نی قادری 2004،7،8 به‌یاننامه‌ی كۆتایی سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران) سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران)، تواناكانی و چاوه‌ڕوانییه‌كان (به‌شی1) سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران)، تواناكانی و چاوه‌ڕوانییه‌كان (به‌شی2) سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران)، تواناكانی و چاوه‌ڕوانییه‌كان (به‌شی3) سێزده‌هه‌مین كۆنگره‌ی (ح د ك ئێران)، تواناكانی و چاوه‌ڕوانییه‌كان (به‌شی 4) كۆتایی بیست و شه‌شی سه‌رماوه‌ز رۆژی پێشمه‌رگه‌ی كوردستان له‌ 26ی سه‌رماوه‌زی ئه‌مساڵ دا بۆ بیسته‌مین جار كوردستان ده‌بێته‌ شاهیدی ڕێوره‌سمی رێزگرتن له‌ پێشمه‌رگه‌كانی خۆی و جارێكی دیكه‌ خۆشه‌ویستی ئه‌و رۆڵه‌ قاره‌مانانه‌ی له‌ دڵی گه‌له‌كه‌مان خۆی ده‌نوێنێته‌وه‌، كه‌ به‌ فیداكاری و له‌ خۆ بردوویی توانیویانه‌ ناوی كورد و كوردستان زیندوو ڕاگرن و حه‌قانیه‌تی ئه‌م خه‌باته‌ به‌ جیهان بناسێنن. ئه‌وه‌ی كه‌ ئێستا ناوی كورد و كوردستان بۆ ته‌واوی بۆ خه‌ڵكی دونیا ناوێكی بێگانه‌ نیه‌ و هه‌روه‌ها سه‌دان كه‌سایه‌تی ناوبه‌ده‌ره‌وه‌ی نێونه‌ته‌وه‌یی پشتیوانی له‌ خه‌باتی رزگاری خوازانه‌ی گه‌له‌كه‌مان ده‌كه‌ن، به‌رهه‌می خه‌بات و گیان فیدایی و شه‌ونخوونی ئه‌م رۆڵانه‌ی گه‌له‌كه‌مانه‌. رۆژی 26ی سه‌رماوه‌ز، ساڵرۆژی بیره‌وه‌ری گرتن و چه‌ك كردنی شاره‌وانی مه‌هاباد به‌ده‌ست هێزی چه‌كداری كوردستانه‌. له‌ رۆژی 26ی سه‌رماوه‌زی 1324 واته‌ 58 ساڵ له‌مه‌و به‌ر ژماره‌یه‌ك له‌ رۆڵه‌ شۆرشگێر و قاره‌مانه‌كانی شاری كورد په‌روه‌ره‌ مه‌هاباد، ده‌ستیان دایه‌ چه‌ك و ئاخرین مۆڵگه‌ی رێژیمی دژی گه‌لی و دیكتاتۆری په‌هله‌ویان له‌م شاره‌ گرت و كۆتایی یان به‌ده‌سه‌ڵاتی ئه‌م نیزامه‌ هێنا. چه‌ك كردنی شاره‌وانی مه‌هاباد، وه‌ك یه‌كه‌م چالاكی نیزامی هێزی چه‌كداری كورد كه‌ پاشان به‌ هێزی پێشمه‌رگه‌ ناودێر كرا، بوو. ئه‌م رۆژه‌ پیرۆزه‌ له‌ مێژووی گه‌له‌كه‌مان دا تۆمار كراوه‌ و له‌و باره‌وه‌ جێگای سه‌رنجه‌ كه‌ مه‌یدانی بۆ ده‌سه‌ڵاتی دێموكڕاتیكی گه‌ل به‌ سه‌ر خۆی دا خۆش كرد. ناوی پێشمه‌رگه‌ توانی زۆر زوو جێگه‌ی خۆی له‌ نێو دڵی گه‌لی كورد له‌ هه‌موو به‌شه‌كانی كوردستان دا بكاته‌وه‌ زۆربه‌ی حیزبه‌ سیاسیه‌كانی كوردستان، رۆڵه‌ شۆرشگێڕه‌كانی گه‌له‌كه‌مانیان به‌ ناوی خۆشی پێشمه‌رگه‌ ناودێر كردووه‌، هێزی پێشمه‌رگه‌ی كوردستان به‌ خه‌بات و گیان فیدایی و له‌ خۆبردوویی خۆیان سه‌لماندوویانه‌ كه‌ به‌ راست ئه‌م ناوه‌ شیاوی ئه‌وانه‌ و توانیویانه‌ ناوی كورد به‌رز ڕابگرن و نه‌هێڵن داگیركه‌ران به‌ سه‌ر گه‌له‌كه‌مان دا زاڵ بن. پێشمه‌رگه‌ی قاره‌مانی گه‌لی كورد نیشانی داوه‌ كه‌ به‌ بیروباوه‌ڕ گیانی له‌ گره‌وی وه‌دی هاتنی ئامانجه‌ سیاسی و له‌ مێژینه‌كانی گه‌له‌كه‌ی ناوه‌ و ئه‌و راستی یه‌ش له‌ هێنانه‌ سه‌ر كار و پاراستنی كۆماری كوردستان دا نیشانی دا. هێزی پێشمه‌رگه‌ ئه‌و هێزه‌یه‌ كه‌ گه‌لی كورد به‌ڕێزه‌وه‌ سه‌یری ده‌كات و به‌ ده‌گمه‌ن شوێنی كوردستان هه‌یه‌ كه‌ پێشمه‌رگه‌ی كورد قاره‌مانه‌تی ڵی نه‌نواندبێ و زه‌بری له‌ داگیركه‌ران نه‌وه‌شاندبێ، حیزبی دێمۆكراتی كوردستانی ئێران وه‌ك به‌رێوه‌به‌ری جووڵانه‌وه‌ی گه‌لی كورد له‌ كوردستانی ئێران، ساڵرۆژی گرتنی شاره‌وانی مه‌هاباد له‌ سالی 1324 وه‌ك رۆژی پێشمه‌رگه‌ی كوردستان دیاری كرد. ئه‌م بڕیاره‌ی حیزب ده‌ست به‌ جێ له‌ نێو كۆمه‌ڵانی خه‌ڵكه‌كه‌مان دا جێی خۆی كرده‌وه‌ و له‌گه‌ڵ پێشوازی گه‌رمی گه‌له‌كه‌مان و هه‌موو ئه‌و كه‌سانه‌ی كه‌ هێزی پێشمه‌رگه‌ به‌ هێزی خه‌باتگێڕی ڕێگای وه‌دی هاتنی ئامانجی پیرۆزی ئازادی ده‌زانن رو به‌ رو بوو. ئه‌م رۆژه‌ بوو به‌ جێژنی ده‌ربڕینی ڕێز و خۆشه‌ویستی خه‌ڵك به‌رامبه‌ر به‌ پێشمه‌رگه‌ و وه‌ك ڕیوره‌سمی نوێ كردنه‌وه‌ی په‌یمانی وه‌فاداری گه‌ل و پێشمه‌رگه‌ به‌ یه‌كتری ڵی هاتووه‌. 26ی سه‌رماوه‌ز ته‌نیا تایبه‌ت به‌ پێشمه‌رگه‌ی حیزبی دێمۆكرات یان رێگخراوێكی دیاری كراو نیه‌. ئه‌م ڕۆژه‌ تایبه‌تی هه‌موو پێشمه‌رگه‌یه‌كی كوردستان و بۆ ڕێز گرتن له‌ هه‌موو پێشمه‌رگه‌یه‌ك به‌گشتی یه‌. چوونكه‌ روداوه‌كانی وه‌ك 26ی سه‌رماوه‌زی ساڵی 1324ی هه‌تاوی و پێك هاتنی كۆماری كوردستان، ئاكامی ئیراده‌ی خه‌باتگێڕانی گه‌لی كورد و به‌شێك له‌ مێژووی پڕ له‌ شانازی گه‌لی كوردمان به‌گشتی یه‌. پێشمه‌رگه‌ رۆڵه‌یه‌كی به‌ بیروباوه‌ڕیی فیداكاره‌ كه‌ به‌دڵخوازی خۆی چه‌ك هه‌ڵده‌گرێ و ئاماده‌یه‌ گیانی به‌ سه‌خاوه‌ته‌وه‌ له‌ پێناو ئامانجه‌كانی دا ببه‌خشێ. ده‌یان ساڵه‌ رێژیمه‌ داگیركه‌ره‌كانی كوردستان شه‌ڕێكی نابه‌رابه‌ریان به‌ سه‌ردا سه‌پاندوین، ئه‌وه‌ هێزی پێشمه‌رگه‌یه‌ كه‌ حه‌ماسه‌ و خۆراگری له‌ خۆی نیشان داوه‌ و دوژمنی به‌ چووك دا هێناوه‌ . ناوی پیرۆزی پێشمه‌رگه‌ له‌ ناو كۆمه‌ڵگای ئه‌مرۆی كورد دا به‌رابه‌ره‌ له‌ گه‌ڵ ئازایه‌تی، شۆڕشگیری، دڵپاكی و گیان به‌خت كردن له‌ پێناو ئازادی گه‌له‌كه‌مان دا. بیست و شه‌شی سه‌رماوه‌ز رۆژی پێشمه‌رگه‌ی كوردستان پیرۆز بێ له‌ گه‌لی قاره‌مانی كورد و ته‌واوی پێشمه‌رگه‌ خه‌باتگیره‌كانی كوردستان نوسین و ئاماده‌ كردنی شه‌وبۆ قه‌له‌نده‌ری له‌ خه‌می ئه‌م زامه‌ نوێ یه‌ی گه‌له‌كه‌مان دا بیره‌وه‌ری یه‌كان ده‌ژێنه‌وه‌ كاتێك هه‌واڵی دڵته‌زێنی شه‌هید كرانی ئه‌و پۆله‌ هه‌ڵۆ به‌ زیبك و زاكوونه‌ی ڕۆژانی خه‌بات و كۆڵنه‌دانی مه‌ڵبه‌ندی هه‌ورامانی سه‌ركه‌شم له‌ ڕێگای حیزبی دیموكراتی كوردستانی ئێرانه‌وه‌ پێ گه‌یشت،وێڕای خه‌م و كۆڤانێكی زۆر،وه‌ك كوردێكی هه‌تڵه‌ی دایم چاو له‌ ڕێ،گه‌لێك بیره‌وه‌ریم لا زیندوو بۆوه‌.خه‌یاڵ ده‌مباته‌وه‌ بۆ به‌هاری 1366ی هه‌تاوی،كاكه‌ حه‌مه‌عه‌زیزم به‌ قه‌لآفه‌تی مه‌ردانه‌وه‌ دێته‌ پێش چاو،له‌ كاتێك دا قه‌ناسه‌كه‌ی به‌ نێره‌كوڕه‌ی شانی یه‌وه‌ نابوو،له‌ هه‌رمێله‌وه‌ به‌ره‌و گاكوژه‌ هه‌ڵده‌زنا و «له‌وێ»شه‌وه‌ به‌ره‌و قه‌لآگا شۆڕ ده‌بۆوه‌ تا ببێ به‌ هاوسه‌فه‌ری ئه‌و پێشمه‌رگانه‌ی كه‌ ده‌یانه‌ویست له‌ چۆمی سیروان بپه‌ڕنه‌وه‌ و جارێكی تر له‌ گه‌ڵ وه‌زه‌پووچ و شاهۆ و كۆسالآن و… خه‌ڵكه‌ چاوه‌ڕێ كه‌ی دا ده‌ست له‌ ملان بنه‌وه‌.له‌ گه‌ڵ ئه‌و بیره‌وه‌ری یه‌دا،ده‌یان بیره‌وه‌ری تاڵ و شیرینی دیكه‌ی ئه‌و كاتم وه‌بیر دێته‌وه‌. چاو به‌ ڕیزی شه‌هیده‌كانی تری ئه‌مجاره‌مان دا ده‌گێڕم،شه‌هیدكاك ئه‌رشه‌دیشم وه‌بیر دێته‌وه‌. وابزانم زستانی 1362بوو.شه‌وێكی تووش و ساردی بناری كێوی به‌مۆ!ئه‌و شه‌وه‌ ئاگادار كراین دوژمن نیازی هێرشی هه‌یه‌.شه‌هیدكاك حه‌كیم ڕه‌زایی»به‌رپرسی كۆمیته‌ی شارستانی هه‌ورامان»یش كه‌ بۆ به‌ سه‌ر كردنه‌وه‌ی پێشمه‌رگه‌كان له‌ هه‌ورامانه‌وه‌ هاتبوو،له‌وێ بوو.كات نه‌ختێ له‌ نیوه‌شه‌و لای دابوو كه‌ ته‌قه‌ ده‌ستی پێ كرد.ئاكامی شه‌ڕه‌كه‌ به‌ تێكشكانی دوژمن و بریندار بوونی 2 پێشمه‌رگه‌ كه‌ كاك ئه‌رشه‌د یه‌كێك له‌و بریندارانه‌ بوو،كۆتایی هات. شه‌هیدان یۆنس محه‌ممه‌دپوور،عه‌دنان ئیسماعیلی،مزه‌فه‌ركازمی و مه‌عرووف سوهرابی به‌ ناو ناناسم،به‌لآم به‌ ڕێباز نزیكه‌ی چاره‌كه‌ سه‌ده‌یه‌كه‌ له‌ گه‌ڵیان ئاشنام و چرای ڕێگای كوێره‌ ڕێ یه‌كانی شاهۆ و داڵه‌هۆ و ئه‌و چه‌ند ساڵه‌ی ژیانی ده‌ربه‌ده‌ری هه‌نده‌رانمن. بیر له‌و پۆله‌ شه‌هیده‌ ده‌كه‌مه‌وه‌ كه‌ به‌ به‌خت كردنی گیانی پاكیان له‌ پێناوی ڕزگاری گه‌له‌كه‌یان دا،نه‌مریی هه‌تا هه‌تایی یان بۆ خۆیان تۆماركرد. له‌ به‌رامبه‌ردا دوژمن به‌ شه‌هیدكردنی ئه‌و پێشمه‌رگه‌ گیان له‌ سه‌رده‌ستانه‌،لاپه‌ڕه‌یه‌كی ڕه‌شی دیكه‌ی خسته‌ سه‌ر كارنامه‌ی پڕ له‌ جینایه‌تی خۆی.ئه‌وه‌ سروشتی ڕێژیمه‌ سه‌ره‌ڕۆكانی ڕۆژهه‌لآتی ناوه‌ڕاسته‌،هه‌تا تۆماری ڕێژیمه‌كان یان وه‌ك سه‌ددام ده‌پێچرێته‌وه‌،درێژه‌ به‌و جینایه‌تانه‌ ده‌ده‌ن.كه‌وا بوو گه‌ل ئه‌وانه‌ ده‌ناسێ و ڕۆژی په‌سلآن نایان بوێرێ.له‌و نێوه‌دا ده‌بێ هه‌ڵوێستی گه‌ل به‌رامبه‌ر به‌ خۆفرۆشان ڕوون بكرێته‌وه‌.یه‌كێك له‌و تاقمه‌ خۆفرۆشانه‌ كه‌ بوو به‌ چاوساغی دوژمن،بزووتنه‌وه‌ی ئیسلامی یه‌.گوێ له‌ مستانی بزووتنه‌وه‌ی ئیسلامی،به‌ ته‌سلیم كردنه‌وه‌ی ئه‌و پێشمه‌رگانه‌ به‌كۆماری ئیسلامی ئێران،چه‌ندین منداڵی كوردیان له‌ نازی باوك بێ به‌ش و نه‌ته‌وه‌یه‌كیان به‌ له‌ ده‌ست دانی ئه‌و ئازیزانه‌ داخدار كرد.ئه‌و تاقمه‌،پۆله‌ كۆترێكی سه‌وداسه‌ری ئازادی یان كرده‌ دیاری حاكمانی تاران كه‌ سالآنێكه‌ له‌ پێناوی وه‌دیهێنانی خۆشی و به‌خته‌وه‌ری گه‌لی كورددا خه‌باتیان كردووه‌ و هه‌ر له‌و ڕێگایه‌ش دا چوونه‌ ژێر په‌تی سێداره‌. نه‌ته‌وه‌ی كورد ده‌بێ ڕیزی هێزه‌ كوردستانی یه‌كان له‌ ڕیزی ئه‌و تاقمه‌ خۆفرۆشه‌ جوێ بكاته‌وه‌. ده‌بێ خه‌ڵك ئه‌و تاقمه‌ له‌ كوردستان وه‌ده‌ر نێ،چ بگا به‌ وه‌ی ده‌ره‌تانی تێكۆشانی به‌ ناو سیاسی یان پێ بدرێ.ئه‌وان بازرگانی فرمێسك و خوێنن. نابێ گه‌ل له‌ بكوژانی ئه‌و جوامێرانه‌ و خۆفرۆشانی ئاڵقه‌ له‌ گوێی ئه‌و بكوژانه‌ خۆش بێ.هه‌موو چین و توێژه‌كانی گه‌ل به‌ گشتی و نووسه‌ران و هونه‌رمه‌ندان به‌ تایبه‌تی ده‌بێ به‌ وتار و به‌ كردار ده‌نگی ناڕه‌زایی خۆیان دژی ئه‌و تاقمه‌ ده‌رببڕن.كوردستانێك به‌ ئه‌نفال و چه‌كی كۆمه‌ڵكوژ كۆڵی نه‌دا،نابێ له‌ ئاست ئه‌و كرده‌وه‌ قیزه‌ونه‌ی بزووتنه‌وه‌،بێده‌نگ بێ.بۆ ئه‌وه‌ی له‌ حه‌نای شه‌هیده‌كان شه‌رمه‌زار نه‌بین،پێویسته‌ یه‌ك ده‌نگ به‌ گژ دوژمنان دا بچینه‌وه‌ و بڵێین:ڕۆڵه‌ كوردی شه‌هیدی هه‌ر پارچه‌یه‌كی كوردستان گیان به‌ختكردووی ڕێگای ڕزگاری كوردستانه‌ و له‌ هه‌ر به‌شێكی ئه‌و خاكه‌ پیرۆزه‌دا خوێنی بڕژێ،به‌یداخی هه‌ڵوێستی هه‌موو كوردێكی وشیاره‌.له‌و سۆنگه‌یه‌دا هه‌ر ده‌ستێكی چه‌په‌ڵ كه‌ بۆ ئه‌و ئالآهه‌ڵگرانه‌ی ڕێبازی كوردایه‌تی درێژ بكرێ،دوژمنی سه‌رجه‌م نه‌ته‌وه‌ی كورد و كێشه‌ ڕه‌واكه‌یه‌تی. ئێوه‌ش ئه‌ی شه‌هیدانی سوورخه‌لآتی گه‌ل!ئه‌ی مه‌شخه‌ڵدارانی ڕووناكی!ئه‌ی ئه‌وانه‌ی وه‌ك مۆم سووتان تا دڕ به‌ شه‌وه‌زه‌نگی دیكتاتۆری بده‌ن،ئارام بنوون!چوون له‌ مێژه‌ بۆ بوێریی و دلێریی ئێوه‌ی سه‌ربه‌رز وتراوه‌: لای هه‌ڵۆی به‌رزه‌فڕی به‌رزه‌مژی چۆن بژی شه‌رته‌! نه‌ وه‌ك چه‌نده‌ بژی بۆ ئه‌و به‌ناو مرۆڤانه‌ش كه‌ ژیان و گیانی خه‌ڵكی دیكه‌ ده‌كه‌نه‌ قوربانی ساتێك خۆشیی ژیانی پڕ له‌ شووره‌یی خۆیان،وتراوه‌: قه‌ل هه‌زار ساڵ ژیا به‌و ته‌رزه‌ سه‌رنه‌وی!هه‌ڵۆ هێشتا هه‌ر به‌رزه‌ قادر ئه‌لیاسی ، ئوسلۆ،27.04.2004 tole20@hotmail.com ناوه‌ندی خه‌به‌ر زنجیره‌ هه‌واڵ: مه‌ریوان، وێرانشار، هه‌ولێر، قامیشلۆ… rojhilat.org • دیسان ته‌قینه‌وه‌ی مین له‌ ناوچه‌ی مه‌ریوان لاوێكی ته‌مه‌ن 20 ساڵه‌ به‌ ناوی هه‌باس پیر خزری, له‌ ده‌وروبه‌ری گوندی پیرخزران به‌ هۆی ته‌قینه‌وه‌ی مین بریندار بوو، هه‌باس له‌ كاتی له‌وه‌ڕاندنی مه‌ڕ ‌و مالاَت دا له‌ له‌وه‌ڕگه‌کانی ده‌ور و به‌ری ئاوایی دا مینێك له‌ ژێر پێیدا ده‌ته‌قێته‌وه‌ و ده‌بێته‌ هۆی بریندار بوونی . پێویسته‌ ئاماژه‌ به‌وه‌ بکرێت که‌ له‌ سه‌رتای ئه‌مساڵه‌وه‌ ته‌نیا له‌ مه‌ریوان 7 كه‌س به‌ هۆی ته‌قینه‌وه‌ی مین بریندار یانیش ژیانیان له‌ ده‌ستداوه‌. ئێستاش سه‌ره‌ڕای ده‌رباز بوونی 16 ساڵ به‌ سه‌ر شه‌ڕی نێوان ئێڕاق و ئێران دا،‌ به‌ هۆی پاشماوه‌كانی مین که‌ له‌و سه‌رده‌مه‌ دا چێنرابوون؟ به‌ سه‌دان كه‌س له‌ سنووره‌كانی كوردستان كه‌م ئه‌ندام یانیش ژیانیان له‌ ده‌س ده‌ده‌ن. كاربه‌ده‌ستانی پارێزگای كوردستان بانگه‌شه‌ی ئه‌وه‌ ده‌كه‌ن که‌ ئه‌مساڵ كۆتایی به‌ پاك كردنه‌وه‌ی شوێنه‌ مینڕێژكراوه‌كان دێنن! • هه‌شته‌مین ساڵیادی زیلان هه‌شته‌مین ساڵیادی زه‌ینه‌ب كیناجی به‌ ساز كردنی مه‌راسمێك یادی كرایه‌وه‌, پارتی ژنی ئازاد PJA له‌ په‌یامێكدا یادی زیلانی كردوه‌. ژنان له‌ ناوچه‌ی وێرانشه‌هر و سوروجی سه‌ر به‌ ڕوحا بۆ زه‌ینه‌ب كیناجی ڕێپێوانیان كرد ‌و له‌ شاری سیرتیش پانكارتیان هه‌ڵواسی. زه‌ینه‌ب كیناجی ناسراو به‌ زیلان كه‌ له‌ به‌رامبه‌ر هێرشه‌كانی بۆ سه‌ر سه‌رۆكی گه‌لی كورد عه‌بدولاَ ئوجه‌لان ‌و بزوتنه‌وه‌ی ئازادی كورد له‌ 30 ژوه‌نی ساڵی 1996 له‌ شاری دێرسیم ئاگری له‌ جه‌سته‌ی خۆی به‌ردا، له‌ زۆر ده‌ڤه‌ر به‌ ساز كردنی چالاكی یادی كرایه‌وه‌. به‌ بۆنه‌ی هه‌شته‌مین ساڵیادی چالاكیه‌كه‌ی زیلان، له‌ ناوچه‌كانی وه‌رانیر ‌و سوروجی شاری ریحا ده‌سته‌یك له‌ سه‌ر ناوی ده‌سپێشخه‌ری ژنی ئازادی ئامه‌د ڕێپێوانیان ساز كرد… له‌ چالاكیه‌كه‌ له‌ گۆڕه‌پانی جمهوریه‌ت پێك هات ‌و نزیكه‌ی 200 ژن به‌شداریان كرد، دروشمی «ئازادی بۆ ئوجه‌لان» ‌و » ئێمه‌ زیلان له‌بیرناكه‌ین» وترایه‌وبه‌ هه‌مان ئامانج له‌ ناوچه‌ی سوروچ به‌ به‌شداری 150 ژن ڕێپێوانێك ئه‌نجام درا… • قایمقامی هه‌ولێر سه‌ری شکا! دوێنێ له‌شاری هه‌ولێر شه‌ڕ و پێكدان له‌ نێوان هێزه‌كانی پۆلیس و دانیشتوانی ناو باره‌گای پێشووی یه‌كێتی نیشمانی كوردستان كه‌ له‌سه‌ر ڕێگه‌ی هه‌ولێر- عه‌نكاوه‌یه‌، هاته‌ ئاراوه‌. زانرا كه‌ كێشه‌كه‌ به‌هۆی ئه‌وه‌ وه‌ ڕوویداوه‌ كه‌ لیژنه‌یه‌ك به‌سه‌رپه‌رشتی قایمقامی هه‌ولێر چوونه‌ته‌ سه‌ر ماڵه‌كان به‌ مه‌به‌ستی بڕینی ئاو كاره‌با و له‌ ئاكامدا خه‌ڵكه‌كه‌ش ڕووبه‌ڕوویان بوونه‌ته‌وه‌. به‌پێی ئه‌و زانیارییانه‌ی سه‌رچاوه‌ هه‌رێمیه‌كان داویانه‌، ژماره‌یه‌ك له‌ نیشته‌جێکانی باره‌گاكه‌ ته‌قه‌یان كردووه‌ و له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌وه‌ش پۆلیس وه‌ڵامیان داوه‌ته‌وه‌. ده‌وترێت كه‌ ژماره‌یه‌ك له‌ خه‌ڵكی نیشته‌جێی باره‌گای پێشوی مه‌كته‌بی سیاسی یه‌كێتی نیشتمانی كوردستان ده‌سگیركران و 3 كه‌سیان برینداربوون و له‌نێو ئه‌م ئاڵۆزییه‌شدا قایمه‌قامی شاری هه‌ولێریش سه‌ری شكاوه‌. • مافی مرۆڤ رێكخراوی لێبووردنی نێوده‌وله‌تی بڕینه‌وه‌ی سزای بۆ 7 كورد، له‌ لایه‌ن دادگاکانی سوریاوه، له‌ بڵاڤۆکێک دا‌ شه‌رمه‌زار كرد. له‌ داخویانییه‌كه‌دا سه‌رنج ڕاده‌كێشرێته‌ سه‌ر ئه‌و كه‌سانه‌ی كه‌ له‌ ڕوداوه‌كانی قامیشلۆ دا ده‌سگیركراون و ده‌وترێت که‌ له‌ هه‌مبه‌ر ئه‌واندا ئه‌شکه‌نجه‌ی سیسته‌ماتیک په‌یڕه‌و کراوه‌. ڕێكخراوی لێبوردنی نێو ده‌وڵه‌تی ده‌ستنیشانی كرد كه‌ بڕیاری سوریا له‌مه‌ڕ سزای ده‌سگیركردنی 7 كورد، بڕیارێكی دادپه‌روه‌رانه‌ نییه‌ و بانگه‌وازی كرد كه‌ ئه‌وان له‌ گه‌ڵ 3 كه‌سی زیندانی كراوی پێشوو، پێویسته‌ به‌په‌له‌ سه‌ربه‌ست بكرێن. له‌ داخویانیه‌كه‌دا ئه‌شكه‌نجه‌ی سیسته‌ماتیك و هه‌ڵسوكه‌وتی خراپ له‌هه‌مبه‌ر گیراوان پرۆتێســتۆ کراوه‌. ڕێكخراوی لێبوردنی نێونه‌ته‌وه‌یی وتی ئه‌وان گومان و نیگه‌رانی ئه‌وه‌یان هه‌یه‌ كه‌ مناڵانی كوردیش ده‌سگیركرابن. زنجیره‌ هه‌واڵ: سنه‌، سه‌رده‌شت، بۆکان، مهاباد، شرناخ… • له‌شاری سه‌رده‌شت یادی شه‌هیدانی کیمیاباران کرایه‌وه‌ له‌ حه‌وتی پوشپه‌ڕی ساڵی 1366 ی هه‌تاوی به‌رامبه‌ر 27 ی ژوه‌نی ساڵی 1987 میلادی شاری سه‌رده‌شت له‌لایه‌ن ڕێژیمی به‌عسیه‌وه‌ كیماباران كراو له‌ ئاكامدا به‌سه‌دان كه‌س ژیانیان له‌ده‌ستدا. دوێنێ یه‌ك شه‌ممه‌ ڕێوڕه‌سمێك، به‌ئاماده‌بوونی زیاتر له‌ 600 كه‌س له‌ برینداره‌کانی کاره‌ساته‌که‌ و به‌شداریکردنی ژماره‌یه‌ک له‌ که‌سایه‌تی و به‌رپرسانی ئازه‌ربایجانی ڕۆژئاوا، له‌ شاری سه‌رده‌شت ئه‌نجامدرا. زیان به‌ركه‌وتوانی كیمابارانه‌که‌ و جه‌ماوه‌ری به‌شدار به‌ به‌رزكردنه‌وه‌ی درووشم و پلاکات، نه‌فره‌تیان له‌ ڕێژیمی تێکچووی به‌عسی ئێراق کرد که‌ بکه‌ری ئه‌و تاوانه‌ دژه‌ مرۆییه‌ بوو . فه‌رمانداری شاری سه‌رده‌شت محه‌مه‌د عه‌لی په‌رته‌وی، له‌ ڕێوڕه‌سمه‌كه‌دا وتی: له‌و ڕووداوه‌دا كه‌بۆجاری یه‌كه‌م له‌جیهاندا خه‌ڵكی شارێك ده‌كه‌ونه‌ به‌ر هێرشی بۆمبی كیمایی 109 كه‌س بوونه‌ قوربانی و زیاتر له‌ پێنج هه‌زار كه‌سیش برینداربوون. ناوبراو وتی: تاكو ئێستاش زیاتر له‌ 650 كه‌س له‌ خه‌ڵكی ئه‌و شاره‌ هێشتا به‌ده‌ردی زیانی پێگه‌یشتووی كیمایی یه‌وه‌ ده‌ناڵێنن. ڕووداوی كیمابارنی شاری سه‌رده‌شت له‌ ئێواره‌ی ڕۆژی حه‌وتی پووشپه‌ڕی ساڵی 1366 به‌رامبه‌ر 27 ی یونی ساڵی 1987 ی میلادی كاتژمێر 16 و 20 خوله‌ك ڕوویدا. شایانی باسه‌ زۆربه‌ی كه‌سانی زیان پێگه‌یشتووی ئه‌و ڕووداوه‌ تاكو ئێستا برینه‌كانیان ساڕێژ نه‌بووه‌ و ده‌وڵه‌ت هاوکاری پێویستی به‌وان نه‌کردووه‌. هه‌موو ساڵێک له‌و ڕۆژه‌ دا خه‌ڵکی شاری سه‌رده‌شت و ده‌ور و به‌ری بۆ ڕێزگرتن له‌ شه‌هیدانی ئه‌و ڕۆژه‌ و داوای دادگایی کردنی بکه‌ران و بڕیارده‌رانی ئه‌و تاوانه‌ نێونه‌ته‌وه‌ییه‌، خۆپیشاندانی جه‌ماوه‌ری ساز ده‌ده‌ن. • هێرشه‌کانی سه‌ر چاپه‌مه‌نی کورد به‌رده‌وامه‌:» په‌یامی مه‌ردوم» داخرا به‌پێی ڕاپۆرتێكی ئاژانسی ده‌نگوباسی ئیلنا، له‌لایه‌ن دادوه‌ری لقی یه‌كی دادگای گشتی شاری سنه‌، بڕیاری داخستنی هه‌فته‌نامه‌ی په‌یامی مه‌ردوم درا. ده‌قی بڕیاره‌كه‌ به‌م شێوه‌یه‌یه‌: به‌ڕێوبه‌ری وه‌زاره‌تی فه‌رهه‌نگ و ئیرشاد كۆماری ئیسلامی، سه‌لام: دۆسیه‌ی ژماره‌ی 83، 561 لقی یه‌كی دادگایی گشتی سنه‌. موحه‌مه‌د سه‌دیقی كه‌بوودوه‌ند، كوڕی موحه‌مه‌د سه‌عید به‌رپرسی یه‌كه‌م، خاوه‌ن ئیمتیاز و سه‌رنوسه‌ری هه‌فته‌نامه‌ی په‌یامی مه‌ردووم، به‌تاوانی بڵاوكردنه‌وه‌ی درۆ، به‌كه‌فاله‌تی ماڵی ئازادكرا و دوابه‌دوای ئه‌وه‌ به‌پێی بڕگه‌ی مادده‌ی 31 ی یاسای چاپه‌مه‌نی به‌دۆسیه‌ی ژماره‌ 684 له‌ 26 ی مانگی شه‌شی 2004 بڕیاری داخستنی هه‌فته‌نامه‌ی په‌یامی مه‌ردووم درا. وه‌ك له‌نامه‌كه‌دا دیاره‌، بڕیاره‌كه‌ له‌لایه‌ن دادوه‌ری لقی یه‌كی دادگایی گشتی شاری سنه‌ ئه‌سغه‌ری عه‌نایه‌ته‌وه‌ دراوه‌. • چالاکییه‌کانی گه‌ریلا له‌ باکووری کوردستان ناوه‌ندی په‌یوه‌ندی چاپه‌مه‌نی HPG ڕایگه‌یاند كه‌ له‌ 24 ی ئه‌م مانگه‌ سه‌ربازانی سه‌ر به‌ فه‌رمانداری شیرناخ و سێرت له‌ هه‌رێمی چیای گابار له‌به‌رامبه‌ر گه‌ریلا ده‌ستیان به‌ ئۆپه‌راسیۆن كردووه‌. ئۆپه‌راسیۆنه‌كان له‌ لایه‌ن كاربه‌ده‌ستانی پایه‌به‌رزه‌وه‌ به‌ڕێوه‌ ده‌چن و له‌ هه‌رێمه‌كانی فندك ، زلڤینگه‌ ، گوندیكه‌، سه‌رخه‌ت، ده‌شتی گابار ڕوویان له‌ زیاد كردووه‌. له‌ رۆژی یه‌كه‌می ئۆپه‌راسیۆنه‌كاندا گه‌ریلاكانی هه‌په‌گه‌ له‌ به‌رامبه‌ر هێزه‌كانی سوپای تورك چالاكیان ساز كرد و له‌ ئه‌نجامدا 5 سه‌رباز كوژران و چه‌ند پارچه‌ چه‌ک و ئامێری سه‌ربازی ده‌ستیان به‌ سه‌ر دا گیرا. به‌پێی لێدوانه‌كه‌ هێزه‌كانی هه‌په‌گه‌ زیانی گیانیان نه‌داوه‌. ڕاگه‌یه‌نرا كه‌ هێزه‌كانی سوپای تورك به‌ هه‌لیكۆپته‌ر كوژراو و برینداره‌کانیان ڕاگواستووه‌. له‌م نێوه‌نده‌دا له‌ رۆژی دووهه‌می ئۆپه‌راسیۆنه‌كان له‌ هه‌رێمی دێره‌ڤه‌ی سه‌ر به‌ گابار ،، گه‌ریلاكانی هه‌په‌گه‌ وه‌ڵامی سه‌ربازانیان داوه‌ته‌وه‌. له‌ چالاكیه‌كه‌دا گه‌ریلاكان ده‌ستیان به‌سه‌ر دۆکۆمێنت و چه‌ند ئامێرێکی سه‌ربازی داگرتووه‌. له‌ رۆژی سێهه‌مدا 2 تیمی گه‌ریلاكانی هه‌په‌گه‌ سه‌ر له‌ به‌یانی زوو له‌ 2 خاڵ هێرشیان كرده‌ سه‌ر یه‌كه‌كانی سه‌ربازی تورکان که‌ پێکهاتبوو له‌ 15000 سه‌رباز. سه‌باره‌ت به‌ كوژراو و برینداری سه‌ربازانی تورک له‌و چالاکییه‌ دا زانیاری ڕوون به‌ ده‌ست نه‌هێنراوه‌، به‌ڵام ژماره‌یه‌كی زۆر كه‌ره‌سه‌ی سه‌ربازی ده‌ستی به‌ سه‌ر دا گیراوه‌. • مانگرتنی خه‌ڵکی مهاباد به‌ره‌و شاره‌کانی تر په‌ره‌ ده‌ستێنێ مانگرتنی خه‌ڵكی كورد له‌ ڕۆژهه‌ڵاتی كوردستان دژ به‌ کۆماری ئیسلامی و كۆمه‌ڵه‌ که‌سێکی سه‌ر به‌ ڕژیم، دوای شاری مه‌هاباد شاره‌كانی تری ڕۆژهه‌ڵاتی کوردستانی گرته‌وه‌. شاره‌كانی بۆكان و سه‌رده‌شتیش دوێنێ، به‌مه‌به‌ستی پشگیری كردن له‌ خه‌ڵكی شاری مه‌هاباد، ده‌ستیان به‌مانگرتن كرد. به‌پێی هه‌واڵێك که‌ له‌و‌ ناوچانه‌وه‌ گه‌یشتۆته‌ ده‌ستمان‌، خه‌ڵكی شاره‌كانی بۆكان و سه‌رده‌شت به‌مه‌به‌ستی پشگیری كردن له‌ خه‌ڵكی مه‌هاباد دوێنێ نه‌چوونه‌ سه‌ر كاره‌كانیان و دووكان و بازاڕیان داخست. هه‌واڵنێره‌که‌ ئاماژه‌ی به‌وه‌ کرد كه‌، شه‌قام و كۆڵانه‌كای شاره‌کانی بۆكان و سه‌رده‌شت وه‌ك مه‌هاباد له‌ لایه‌ن گارد و پۆلیسی ڕێژیمی ئیسلامییه‌وه‌ ته‌نراون و خه‌ڵکی ئه‌و شوێنانه‌ له‌ ژێر گوشار دان‌. ئه‌و مانگرتنه‌ی له‌ شاری مه‌هاباد ده‌ستی پێكردبوو دوای دوو ڕۆژ دوێنێ كۆتایی هات. خه‌ڵكی شاره‌كه‌ ده‌ڵێن: مانگرتنی ئێمه‌ بۆ ئه‌وه‌یه‌ كه‌ كاربه‌ده‌ستانی ڕژێمی ئێران بزانن هیچ سته‌م و چه‌وسانه‌وه‌یه‌كمان پێ په‌سه‌ند نیه‌ و دژی هه‌موو ئه‌و كه‌سانه‌ش ده‌وه‌ستین كه‌به‌ده‌ستی ڕژێم ئاژاوه‌ له‌ شاره‌كه‌دا ده‌نێنه‌وه‌. هاوكات عه‌لی قازی كوڕی پێشه‌وا قازی محه‌مه‌د به‌لێدوانێكی نوسراو هێرشه‌کانی سه‌ر خه‌ڵکی ئه‌و شارانه‌ی شه‌رمه‌زاركرد. عه‌لی قازی له‌ لێدوانه‌كه‌یدا هاوخه‌می و پشگیری خۆی بۆ خه‌ڵكی شاره‌كه‌ نیشان ده‌دات و دوا له‌ خه‌ڵكی شار و پارچه‌كانی تری كوردستان ده‌كات له‌به‌رامبه‌ر ئه‌و سته‌مه‌ بێده‌نگ نه‌بن. پێویسته‌ ئه‌وه‌ش ئاماژه‌ پێبکرێت که‌ نوێنه‌رانی عه‌شیره‌تی مه‌نگووڕ، كه‌ یه‌كێكه‌ له‌ عه‌شیره‌ته‌ گه‌وره‌كانی كوردستان، ڕایان گه‌یاندووه‌ که‌ ئه‌م چه‌ند که‌سه‌ ئاژاوه‌گێڕه‌ نوێنه‌رایه‌تی ئه‌و عه‌شیره‌یه‌ ناکه‌ن، به‌ڵكوو ئه‌وانه‌ ته‌نیا كه‌سانێكن كه‌ نوێنه‌رایه‌تی خۆیان ده‌كه‌ن و عه‌شیره‌تی مه‌نگووڕ دژی هه‌ڵسووكه‌وتی خراپی ئه‌وانه‌. • ڕاپۆری کومیته‌ی مافی مرۆ له‌ سوریا كومیته‌ی مافی مرۆڤی سوریا راپۆرتی خۆی سه‌باره‌ت به‌ مافی مرۆڤی ساڵانه‌ بڵاوكرده‌وه‌. به‌ پێی راپۆرته‌كه‌ ساڵی ڕابردوو له‌ سوریا، مافی مرۆڤ به‌ شێوه‌یه‌كی به‌رچاو پێشێل كراوه‌. جگه‌ له‌مه‌ له‌ راپۆرته‌كه‌دا سه‌رنج ڕاده‌كێشرێته‌ سه‌ر گوشاره‌كان و ئه‌شكه‌نجه‌ی سیسته‌ماتیك له‌هه‌مبه‌ر كوردانی باشووری ڕۆژئاوا. له‌ راپۆرتی ده‌زگاكه‌دا كه‌ ناوه‌نده‌كه‌ی له‌ له‌نده‌نه‌ ده‌وترێت که‌ كاربه‌ده‌ستانی سوریی له‌ بابه‌ت ئه‌شكه‌نجه‌، یاسای ده‌ستوری بنچینه‌یی خۆیان و په‌یمانه‌كانیی مافی مرۆی نێونه‌ته‌وه‌یی پێشێل ده‌كه‌ن. راپۆرته‌كه‌ ده‌ستنیشان ده‌كات كه‌ له‌ ساڵی دواییدا پێشێل كردنه‌كانی مافی مرۆڤ له‌ سوریا به‌ره‌و ناله‌باری ده‌چێت. له‌ راپۆرته‌كه‌دا ده‌ستنیشان ده‌كرێت له‌ راپۆرتی سه‌باره‌ت به‌ هێزه‌كانی ئاسایشیدا زۆر جار زانیاری وه‌رگیراون كه‌ ئه‌شكه‌نجه‌ ده‌كرێت. له‌ راپۆرتی كومیته‌كه‌ دا ده‌ستنیشان ده‌كرێت كه‌ به‌عسی و هێزه‌كانی ئاسایش، به‌ تایبه‌ت له‌ هه‌مبه‌ر هاووڵاتیانی كورد هه‌ڵوێستی له‌ڕاده‌ به‌ده‌ر دوژمنانه‌ ده‌کار ده‌که‌ن. هاوكات وه‌بیرده‌هێنرێته‌وه‌ كه‌ له‌ ئۆپه‌راسیۆنه‌كانی به‌عسییه‌کاندا، 25 كه‌س كوژران و زیاتر له‌ 100 كه‌سیش بریندار بوون. كۆمیته‌ی مافی مرۆڤی سوریا ده‌ستینشانی كرد كه‌ 400 یانیش 500 كورد هێشتا ده‌ست به‌سه‌رن و 7 گیراویش به‌هۆی ئه‌شكه‌نجه‌ و بایه‌خ نه‌دان به‌ ته‌ندروستیان ژیانیان له‌ ده‌ستداوه‌. له‌م نێوه‌نده‌دا7 هاووڵاتی كورد له‌ لایه‌ن دادگایی سه‌ربازیی سوریاوه‌ سزای 1تا2 ساڵ یان بۆ بڕایه‌وه‌. حه‌وت كورده‌كه‌ له‌ 25ی ژوه‌نی ساڵی پار بۆ به‌ ده‌ستهێنانی مافی كوردان له‌و وڵاته‌ له‌به‌رده‌م باره‌گای یونسێف له‌ دیمه‌شق خۆپیشاندانی پرۆتستۆییان ئه‌نجام دابوو. لێدوانێك له سه‌ر رووداوه‌كانی ئه‌م دواییانه‌ی شاری مه‌هاباد: له كاتێكدا كه بارو دۆخی رۆژهه‌ڵاتی نێوه‌ڕاست به قۆناغێكی زۆر نوێدا تێده‌په‌ڕێ و مێژوو به پێواژوویه‌كی نوێترا هه‌نگاو ده‌گوازێته‌وه،رژێمی كۆماری ئیسلامی زیاتر و زیاتر، تووند و تیژتر وه‌ڵامی داواكانی رۆڵه‌كانی گه‌لی كورد ده‌داته‌وه له رۆژهه‌ڵاتی كوردستان! له‌م قۆناغه دا كه لێدوان و لێك‌گه‌یشتن له ئاست كێشه پڕ گرێ و گۆڵه‌كاندا له زمان بۆ زمان و له بیر بۆ بیر ده‌گوازرێته‌وه و مرۆڤه‌كان زۆر به كراوه‌یی ده‌بێ یه‌كتری وه‌رگرن،جارێكی دیكه پیاوان و داربه‌ده‌ستانی نیزامی كۆماری ئیسلامی، به به‌هانه‌ی نوێوه ماڵی هاووڵاتی‌یانی كوردی دانیشتووی‌ رۆژهه‌ڵاتی كوردستانیان له شاری مه‌هاباد،دایه به‌ر په‌لامار. له رێكه‌وتی 05.04.1383ی هه‌تاویدا كۆیه‌ك له جاشه خۆفرۆشه‌كانی دانیشتووی شاری مه‌هاباد له گه‌ڵ كه‌سێك كه سه‌ر به بنه‌ماڵه ی یوسفی‌یه‌كانی ئه‌م شاره‌یه تووشی كێشه ده‌بن و له شه‌وی هه‌مان رۆژدا ئه‌و جاشانه هه‌ڵده‌كوتنه سه‌ر ماڵه‌كه‌یی و تا بۆیان ده‌كرێ بشێوی ده‌خه‌نه ماڵه‌كه و پاشان ماڵه‌كه ده‌ده‌نه به‌ر ده‌ستڕێژی فیشه‌ك. ئه‌م بێ‌ڕێزییه وا ده‌كات كه خه‌ڵكی شاری مه‌هاباد هه‌ست به سووكایه‌تی بكه‌ن و جۆش و خرۆشی ده‌نگ ده‌ر‌بڕین و هاتنه نێو شه‌قامه‌كانیان دژ به رژێم و دار و ده‌سته‌كه‌یان زیاتر و زیاتر بێ و به كۆ دروشمی دژی جاش و خۆ فرۆش ده‌ر ببڕن و خۆفرۆشان بده‌نه به‌ر رخنه‌ی تاوانباری. خه‌ڵك به كۆ له چوارچراوه به‌ره‌و شه‌قامی تاڵقانی غه‌ربی به ڕێكه‌وتوون و پاشانیش به‌ره‌و شه‌قامی مه‌وله‌وی رێگای ده‌نگ ده‌ربڕینیان گرتۆته به‌ر و پاش ماوه‌یه‌ك هێزه‌كانی رژێم توانیویانه كه بڵاوه به خه‌ڵك بكه‌ن و بارودۆخه‌كه هه‌ندێك هێور بكه‌نه‌وه. به‌ڵام گرتن و تۆقان هه‌روا به به‌رده‌وامی ماوه‌ته‌وه و ئه‌وڕۆ واته رێكه وتی 07.04.1383ی هه‌تاوی دوكان و بازاڕ له شاری مه‌هاباد داخراوه و خه‌ڵك له چوونه نێو بازاڕ و گه‌ران خۆ ده‌پارێزن له به‌ر ئه‌و هێرشه به‌رینانه‌ی ده‌ست به سه‌را گرتن كه له لایه‌ن هێزه‌كانی رژێمه‌وه ده‌كرێته سه‌ریان. شایانی باسه كه له‌و هێرشانه‌ی هێزه‌كانی رژیم كردوویانه سه‌ر خه‌ڵكی مه‌هاباد، چه‌ندین كه‌س گیراون و لێره دا ئاماژه ده‌کرێ به ناوی هه‌ندێك له‌و گیراوانه كه تا ئێستاش گیراون و كه‌س ئاگاداری بارودۆخیان نییه : فه‌رهاد ئیمامی دیاكۆ سوڵتانزاده نه‌جات كوردنژاد كامیل ئه‌حمه‌دیان ئاكۆ مه‌عروفی محه‌ممه‌د ئاواره خه‌لیل موحببی دیاكۆ پاكاریان عوسمان پاوه‌رانجا جێی باسه كه یه‌ك له‌و گیراوانه به ناوی دیاكۆ سوڵتانزاده له لایه‌ن هێزه‌كانی رژێمه‌وه به باتۆم لێیدراوه و مه‌ترسی گیان له ده‌ستدانی هه‌یه و تا ئێستاش بێ سه‌ر و شوێنه . مامۆستا ئه‌حمه‌د هه‌ردی و شێعری ست فاتیمه‌ 1) نامه‌ی نایب عه‌بدوڵڵا ڕۆژێكیان چه‌ند براده‌رێك بووین له‌ لۆكاڵه‌كه‌ی كورده‌كانی هودیكسڤاڵ دانیشتبووین باسی شێعر و شاعیرانمان ده‌كرد، له‌ دواییدا باس هاته‌ سه‌ر مامۆستا ئه‌حمه‌د هه‌ردی و شێعره‌ به‌ناوبانگه‌كه‌ی: ست فاتیمه‌. به‌شێك له‌ براده‌ران وایان ده‌رده‌بڕی كه‌ گوایه‌ ئه‌و شێعره‌ خه‌یاڵی یه‌ و، ست فاتیمه‌ش ناوی كه‌سێك نییه‌ سه‌رنجی هه‌ردی ڕاكێشابێ بۆ ئه‌م شێعره‌. منیش به‌ باشی و ڕاستی كه‌ ئاگاداری دانانی ئه‌و شێعره‌بووم، به‌ كورتی بۆم گێڕانه‌وه‌. له‌ دواییدا هاوڕێی خۆشه‌ویستم كاك هێرش داوای لێكردم كه‌ ئه‌و ڕووداوه‌ بخه‌مه‌ سه‌ر كاغه‌ز و پێشكه‌شی بكه‌م. ئه‌مه‌ش ڕووداوه‌كه‌یه‌: له‌ سه‌ره‌تای ساڵه‌كانی په‌نجادا من شاگردی «حه‌مه‌ عه‌لی مه‌دهۆش»ی خه‌یات بووم. به‌ هۆی ئه‌وه‌ی مه‌دهۆش شاعیر بوو، په‌یوه‌ندیی شێعر و برایانه‌ی زۆر له‌گه‌ڵ هه‌ردی دا هه‌بوو. له‌و سه‌رده‌مه‌دا، ڕۆژ نه‌بوو هه‌ردی نه‌یه‌ته‌ دوكانی مه‌دهۆش. هه‌ردووكیان زۆربه‌ی كات هه‌ر باسی شێعریان ده‌كرد، ئێمه‌ش 7_8 شاگرد بووین و گوێمان لێ ده‌گرتن و پێمان خۆش بوو، به‌تایبه‌تی مامۆستا هه‌ردی زۆر به‌ جوانی شێعری ده‌خوێنده‌وه‌، ئێمه‌ له‌ززه‌تمان زیاتر له‌ شێوه‌ی خوێندنه‌وه‌كه‌ی وه‌رده‌گرت، وه‌كوو ده‌ڵێن ڕۆحی ده‌كرد به‌ به‌ر ئه‌و شێعره‌دا كه‌ ده‌یخوێنده‌وه‌. زۆر باش له‌ یادم ماوه‌ ساڵی 1950 له‌ كاتی به‌هاردابوو، هه‌ردی هه‌موو به‌یانییه‌ك زوو له‌وكاته‌ی مامۆستا و قوتابیان ده‌چوون بۆ قوتابخانه‌، هه‌ردی له‌ سه‌رووی دوكانه‌كه‌مانه‌وه‌، كه‌ ئه‌وده‌م به‌ ته‌نیشت (مه‌كته‌به‌ی گه‌لاوێژ)ه‌وه‌ بوو، له‌ سه‌ر ڕێگه‌یان ڕاده‌وه‌ستا، كه‌ مامۆستا ئافره‌ته‌كان تێپه‌ڕده‌بوون، ئه‌ویش ده‌هاته‌وه‌ دوكانی مه‌دهۆش و هه‌ندێ جار ده‌یگوت ئه‌مڕۆش ئه‌م به‌یتانه‌م بۆ هات، بۆ مه‌دهۆشی ده‌خوێنده‌وه‌.. ماوه‌یه‌ك ئه‌م كاره‌ی هه‌ردی به‌رده‌وام بوو. ئیتر ئێمه‌ش هه‌موومان زانیمان و گوێشمان لێ بوو كه‌ ئافره‌تێكی مامۆستا هه‌یه‌ و ناوی «فاتیمه‌»یه‌ و سه‌رنجی ئه‌می ڕاكێشاوه‌ و، به‌ ماوه‌یه‌كی زۆر و به‌و شێوه‌یه‌ ئه‌و شێعره‌ی ته‌واو كرد. جا به‌وه‌دا كه‌ هه‌ردی هه‌موو ڕۆژێك له‌ سه‌ر ڕێگایدا
  4. ویبلاگی هەندەران Says:

    بازي دوگانه آمريكا با مهره «پ.ك.ك»

    دكتر سدات لاچين ار
    ۲۳ آذر ۱۳۸۴ – بعد از ظهر ۱۴:۴۷ تعداد بازديد : 3275 كد خبر : ۳۱۹۳۲

    سياست كرد جديد آمريكا در كوتاه‌مدت بر استفاده از «پ.ك.ك» براي متقاعد كردن تركيه و در بلند مدت بر تسويه‌گري مبتني است. «اوجالان» نيز از يك سو تلاش مي‌كند تا «پ.ك.ك» را به عنوان يك نيروي مسلح براي آمريكا نگه دارد و از سوي ديگر نيز سعي مي‌كند تا آن را به يك جنبش غير نظامي مورد نظر واشنگتن تبديل كند.

    «پ.ك.ك» براي آن‌كه بتواند خود را روي پا نگه دارد، حاضر است هر نقشي را كه آمريكا برايش تعيين مي‌كند ـ چه غيرنظامي و چه مسلح ـ بازي كند.
    هيچ‌يك از سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه با جورج دبليو بوش آغاز نشدند و با پايان دوره رياست جمهوري او به پايان نخواهند رسيد. استراتژي‌هاي بسياري كه در پايان جنگ سرد در رابطه با خاورميانه (بزرگ) برنامه‌ريزي و تهيه شدند، در دوران بوش پسر نيز همچون دوران بوش پدر و كلينتون در دستور كار بودند و اجرايشان ادامه يافت. به همين دليل است كه نه اشغال عراق، نه سياست‌هاي اسرائيل و نه سياست كرد آمريكا را نمي‌توان نظرات و ديدگاه‌هاي خود بوش دانست. اين هدف در تابلوي خاورميانه بزرگ كه آمريكا در همان آغاز دهه 1990 به آن فرم و شكل داده بود، تشكيل گروهي از كشورهاي مسلمان طرفدار غرب و اسرائيل بود. در داخل اين گروه علاوه بر تركيه، مصر و اردن نيز حضور داشتند.

    مشكل اصلي، دولت كرد است
    در اين ميان، مي‌بايست با خنثي كردن عراق كه به ماشين جنگ دنياي عرب تبديل شده بود، مانع از آن مي‌شدند كه اين كشور، اسرائيل را تهديد كرده و خطري براي آن به وجود آورد. هدف بعدي نزديك كردن كشورهاي مسلمان غيرعرب به اسرائيل و تنزل دادن مسئله فلسطين به مسئله عرب ـ اسرائيل و سپس مسئله فلسطين ـ اسرائيل بود. در اين چهارچوب، پاكستاني‌ها و ترك‌ها اهميت ويژه‌اي داشتند. همچنان كه، در حال حاضر بين جمهوري‌هاي تركي با اسرائيل هيچ مشكلي وجود ندارد. حتي همانطوري كه در نمونه آذربايجان شاهديم، روابط به تجارت اسلحه نيز كشيده شده است. نزديك شدن پاكستان ـ اسرائيل نيز با نشست استانبول جهش بزرگي كرده و اين مذاكرات با ديدارها و جلسات علني ـ مخفي همچنان ادامه دارد. روابط تركيه ـ اسرائيل نيز به رغم هرگونه تغيير حكومت و اقتدار، به قدري مستحكم است كه گويا تحت حفاظت واشنگتن مي‌باشد. اظهارات ضد اسرائيلي نخست وزير اردوغان در سال گذشته، در آمريكا تقريباً به اندازه عدم تصويب لايحه 1 مارس 2003 تاثير شوكه كننده داشته و آمريكا موفق شده است تا در كوتاه مدت اين دو كشور را «متحد» كند.

    در داخل اين سياست‌ها كردها جايگاه بسيار ويژه‌اي به خود اختصاص داده‌اند. آمريكا همانطور كه در مورد اسرائيل شاهد بوديم، تلاش مي‌كند تا دولتي را كه وجود خارجي ندارد به وجود بياورد و سپس به زور آن را به سيستم بقبولاند. به اين ترتيب، در جهان اسلام يك ملت ديگر غير عرب موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخته و از آن حمايت خواهد كرد. در عين حال، به مدافع طبيعي سياست‌هاي آمريكا در منطقه تبديل خواهد شد زيرا حفظ موجوديت يك دولت كرد در اين منطقه، در حد زيادي به موجوديت و حضور قدرتمند آمريكا در منطقه بستگي دارد.

    تشكيل دولت كرد در منطقه و تضعيف عراق، در واقع يكي از كارهاي نيمه تمام آمريكا (اسرائيل) بود و كردها در دهه 1970 به شورش عليه دولت عراق تشويق شدند و از سوي اين دو كشور كمك‌هاي تسليحاتي و تاكتيكي دريافت كردند، بعد از انقلاب اسلامي ايران به حال خود رها شدند و اين دو كشور به آنها پشت كردند. زيرا از دست رفتن ايران، تضعيف عراق را به كاري خطرناك براي اسرائيل و آمريكا تبديل كرده بود. تضعيف عراق مي‌توانست راه ايران را كه در جبهه مقابل قرار گرفته بود، باز كند. در اين صورت، سياستهاي آمريكا در معرض خطر قرار مي‌گرفت. به اين ترتيب، نظريه دولت مستقل كرد مدتي به بايگاني رفت. آمريكا در جنگ اول خليج يك بار ديگر كردهاي عراق را به شورش و قيام تشويق كرد. آنها را تسليح كرده و به رهبرانشان علامت آغاز شورش داد. ولي وقتي صدام حسين به سمت شمال حركت كرد، كردها يك بار ديگر تنها ماندند.

    بعد از جنگ، اولين تشخيص آمريكا اين بود كه كردهاي عراق زيرساخت كافي براي تشكيل يك دولت مستقل را دارند. دومين تشخيص اين بود كه چنين دولتي فقط با حمايتهاي از راه دور آمريكا و اسرائيل قادر به حفظ موجوديت خود نخواهد بود. در طول دهه 1990 از يك طرف آمريكا گروهي را كه از بين كردهاي عراقي انتخاب كرده بود به عنوان اطلاعات چي و امنيت چي نمونه و عالي تربيت كرده و به منطقه بازگرداند، از سوي ديگر نيز انگليس و اسرائيل به تشكيل ارتش اكراد كمك كردند. بارزاني و طالباني به يكديگر نزديك شدند و كليه دستگاه‌هاي لازم براي يك دولت، با حمايت‌هاي مالي و راهنمايي‌هاي آمريكا شروع به تشكيل شد. طبعاً براي اينكه همه اين كارها به خوبي پيش نروند، نيروهاي آتشين صدام حسين به شمال مدار 36 درجه راه داده نشدند.

    جت‌هاي آمريكايي و انگليسي در شمال عراق با فواصل معين و منظم حملاتي انجام داده و منطقه‌اي امن به وجود آوردند تا دولت كرد بتواند از درون تخم بيرون بيايد و در اين دوره تركيه نيز نقشي حياتي ايفا كرد. هواپيماهايي كه از كردها محافظت مي‌كردند، از تركيه به هوا بلند مي‌شدند و درآمدهاي گمرك مرزي از نظر مالي به بارزاني و طالباني كمك مي‌كرد تا بتواند يك ساختار سياسي مستقل به وجود آورند. تركيه در طول اين دوره از سياست‌هاي كرد آمريكا در عراق دانسته يا ندانسته حمايت كامل به عمل آورده است، با اين تصور كه اگر گروه‌هاي كرد عراقي به جان يك ديگر بيافتند «پ.ك.ك» از وسط اين معركه جان سالم بدر خواهد برد؛ تركيه نقش اول را در معامله بين اين دو گروه ايفا كرد. وقتي كه اين دو گروه زيادي به يكديگر نزديك شدند، از ترس اينكه مبادا دولت كرد تشكيل شود، دستپاچه شد. در نهايت مي‌توان گفت كه سياست كرد تركيه در طول دهه 1990 «سياست حيراني» بود.

    چه نقشي براي تركيه معين شده است؟
    آمريكا در قبل و بعد از جنگ عراق تلاش زيادي به خرج داد تا بتواند تركيه را نيز وارد معادله كند. زيرا آمريكا نيز به خوبي مي‌داند تنها كشوري كه مي‌تواند دولت كرد را در اين منطقه روي پا نگه دارد، تركيه است. يكي از علل اين امر قدرت اقتصادي، سياسي و نظامي تركيه است، علت ديگر آن فاكتورهاي تاريخي است. نفوذ تركيه در شمال عراق مي‌تواند با جريان تاريخ هماهنگ و مناسب باشد. ولي پيشرفت بسيار سريع ايران در جهان عرب ممكن است باعث بلعيده شدن عراق توسط ايران و پيامدهاي بعدي شود. سوريه نيز براي حمايت از كردها كشوري ناتوان و ضعيف است. بعلاوه بلعيده شدن شمال عراق توسط سوريه ممكن است در كوتاه مدت منجر به متحد شدن عراق و سوريه و زير و رو شدن كليه معادلات جهان عرب شود.

    حمايت از كردها توسط آمريكايي‌ها، انگليسي‌ها و اسرائيلي‌ها نيز هزينه‌هاي بسيار گزافي دارد. يكي از مشكلات اصلي اين سه كشور در عراق ـ كه در منطقه نيز فاقد مشروعيت مي‌باشند – عدم تكيه به يك قدرت محلي است. خصوصاً پروژه دولت كرد كه اسرائيل نيز در آن دست داشته باشد، قبل از آنكه شروع شود، به پايان خواهد رسيد. به همين دليل، عليرغم آنكه از ابتداي جنگ عراق تا كنون نظاميان و ماموران شخصي اسرائيل در تمام گوشه و كنارهاي عراق (حتي در زندانها) حضور دارند. آمريكا و اسرائيل ادعاهاي مربوط به اين امر را به شدت رد و تكذيب مي‌كنند.

    در داخل اين تابلو، تركيه قدرتي است كه مي‌تواند دولت كرد را زنده نگه داشته و يا قبل از زاده شدن، آن را خفه كند. ولي متاسفانه به نظر مي‌رسد كه به قدر كافي متوجه اين امر نيست. مهم‌تر از همه آن‌كه تركيه تا كنون «سياست نمي‌خواهيم» را در پيش گرفته است. يعني با همه چيز مخالفت كرده است. ولي خودش هيچ پروژه يا پيشنهادي ارائه نداده است، موجوديت سياسي كردها حقيقتي غير قابل انكار است، چه آنكارا اين موجوديت را قبول كند و چه نكند به عنوان همسايه اش در جاي خود ايستاده است. با اين وصف، گفتن «نمي‌خواهم» هيچ مفهومي ندارد.

    آمريكا در روزهاي اخير مجدداً تلاش مي‌كند تا تركيه را وارد معادله عراق كند. خواسته اوليه واشنگتن اين است كه بارزاني به عنوان رهبر منطقه كرد عراق و خصوصاً رهبر كردها و تركمنها در آنكارا به حضور پذيرفته شود. آنچه كه از آنكارا انتظار ميرود، حمايت از دولت كرد و تسريع جدايي كردها از بغداد است زيرا هر قدر كه دور شدن كردها از مركز تسريع شود سياستهاي آمريكا در عراق نيز به همان اندازه سريع به نتيجه خواهد رسيد. خصوصاً در رابطه با آينده عراق و سياست محاصره سوريه و ايران، آمريكا سريعتر پيشرفت خواهد كرد. به همين دليل، در اولين قدم، توجه تركيه كه به اردوگاههاي «پ.ك.ك» معطوف بود، به سمت اروپا جلب شد.

    وزارت امور خارجه و اطلاعات آمريكا توجه افكار عمومي را به حمايت اروپا از «پ.ك.ك» و خصوصاً شبكه تلويزيوني ROJ TV معطوف كردند. در دومين قدم، كانال‌هاي جديدي باز شد تا تركيه بتواند در عراق فعال‌تر از اين باشد. در همين دوره، تحركات «پ.ك.ك» در مناطق نزديك به مرز تركيه – عراق به ايران افزايش يافت. در اين چهارچوب، «پ.ك.ك» ابزار بسيار مناسبي در اختيار آمريكا قرار مي‌دهد تا بتواند از آن براي متقاعد كردن تركيه به درستي برخي سياست‌هاي معين استفاده كند. اگر توجه كرده باشيد، اردوگاه‌هاي «پ.ك.ك» در عراق از ابتداي اشغال اين كشور به دست آمريكا با قدرت بيشتر در جاي خود ايستاده‌اند.

    آمريكا با بازي با كلمات وعده‌هاي مختلفي مي‌دهد، اظهارات زير و درشتي به عمل مي‌آورد. ولي در نهايت نتيجه امر تغييري نمي‌كند. درست همانطور كه كشورهاي اروپايي هر چند سال يك بار شبكه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌هاي «پ.ك.ك» در اروپا از طريق پروسه قضايي مي‌بندند، و هنوز قبل از آ‌نكه يكي بسته شود، در كشوري ديگر مجوز راه اندازي رسانه اي ديگر صادر مي‌شود. يعني تلاش مي‌كنند تا با استفاده از مهارت «پ.ك.ك»، تركيه را تربيت كنند. راستش را بخواهيد عدم آمادگي تركيه در اين باره، باعث مي‌شود تا با گذشت هر روز ضعيف‌تر از روز قبل در اين بازي ظاهر شود.

    عبارت «مسئله كرد» كه در ابتدا از سوي سران حكومتي تلفظ شد و بيانات مربوط به هويت اصلي نيز متأسفانه آب به آسياب طرف مقابل مي‌ريزند.

    «پ.ك.ك» در ميانه تغيير و نابودي
    به عبارت كوتاه، آمريكا مي‌خواهد مناقصه دولت كرد در خاورميانه و كل سياست كرد را به تركيه بدهد، ولي چون تركيه تصويري از خود را كه در حال كشمكش و درگيري با كردهاي داخلي اش است به نمايش گذاشته است، چنين تصور مي‌رود كه موفق به انجام اين كار نخواهد شد. به همين دليل، پروژه آمريكا درباره كردهاي ايران، عراق و سوريه خواسته يا ناخواسته تا امور داخلي تركيه امتداد مي‌يابد. آمريكا انتظار دارد تا هم وطنان كرد تبار جمهوري تركيه در داخل كشور تركيه با هويت كرد (حتي كرد دوست) در سياست حضور به هم رسانند. ولي نمي خواهد كه اين كار زير سايه «پ.ك.ك» باشد. به عبارت ديگر، سياست كرد آمريكا در تركيه در ميان و بلند مدت تسويه «پ.ك.ك» و تروريسم را به دنبال دارد. عليرغم اين، تروريسم «پ.ك.ك» در كوتاه مدت همچون ابزاري است كه با استفاده از آن مي‌توان تركيه را به سمت هدف هدايت كرد.

    «پ.ك.ك» و اوجالان نيز متوجه اين امر هستند. ابتدا تلاش كرد تا ثابت كند در نظر آمريكا و اتحاديه اروپا يك بازيگر مهم و جدي است. درست مثل كردهاي عراقي سعي نمود تا ( در مقابل ايران و يا هر هدف ديگر ) در سياست‌هاي آمريكا خود را دستاويز قرار داده و او نيز موفقيتهاي بارزاني و طالباني را كسب كند. ولي «پ.ك.ك» در عين حال مي‌داند كه نمي تواند در بلند مدت به شكل يك سازمان تروريستي بماند، همچنين مي‌داند كه غير نظامي شدن و ليبرال شدن به معني تسويه خودش نيز مي‌باشد. به همين دليل اوجالان مرتباً از «جمهوري دمكراتيك» و «يك غيرنظامي» در داخل تركيه و غيره و صحبت مي‌كند. اظهارات اوجالان درباره هويت اصلي را نيز بايد در همين چهارچوب ارزيابي كرد.

    «پ.ك.ك» كه از يك طرف پيامهاي نرمش و انعطاف به واشنگتن و بروكسل مي‌دهد، از سوي ديگر نيز در داخل جنبش كرد دوست، كانونهاي مخالف را كه مي‌توانند آلتر ناتيوي براي او باشند، با تهديد و يا سوء قصد از بين مي‌برد. او تلاش مي‌كند تا در اين سايه تنها همكار و پارتنر مورد نظر آمريكا و اتحاديه اروپا در تركيه باشد. يكي ديگر از اهداف اين اظهارات و بيانات، نشان دادن حكومت و نيروهاي امنيتي در جبهه‌هاي مخالف و حصول يك پيروزي استراتژيك مي‌باشد.

    به عبارت كوتاه، چيزي از سرعت صفحه شطرنج كاسته نشده است. «پ.ك.ك» ما بين تسويه و تغيير شكل ايستاده است. «پ.ك.ك» آماده است تا هر مطلبي را كه از سوي آمريكا درخواست شود چه غير نظامي شدن و چه ادامه دادن به تروريسم، قبول كند. در جبهه تركيه نيز سورپرايزي وجود ندارد. تركيه كه در سياست خارجي در مناطق اروپا، خاور دور، افريقا، آسيا و غيره دستاوردهاي بزرگ و مهمي حاصل كرده است، ممكن است همه دستاوردهايش را در عراق ببازد و از دست بدهد. سياست كرد و عراق حتي از بازي شطرنج هم فراتر رفته و به دولت روس تبديل مي‌شود. زيرا اين بازي هم براي «پ.ك.ك» هم براي كردهاي عراقي، هم براي كشورهاي منطقه و هم براي تركيه به سوي نقطه «يا همه چيز، يا هيچ چيز» پيش مي‌رود. ببينم اين بار چه اتفاقي رخ خواهد داد؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: